السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

49

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

درباره‌ى اختلاف پيروان شرايع پيشين و ملل گذشته در تشخيص اسم منجى موعود ، بايد گفت : چنين اختلافى نمىتواند موجب عدم پذيرش بشارت رسول مكرم اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم باشد . پس ، چون خود شريعت مقدس اسلام اين مسئوليت را برعهده گرفته و نام و نسب و اوصاف و نحوه‌ى كردار و منش او ، و نيز نشانه‌هاى ظهور و سيره‌ى حكمرانى وى را براى ما به دقت توصيف كرده است ، ( تا جايى كه اخبار آن متواتر گشته و به علّت كثرت راويان اهل تسنّن ، انتشار درخور توجّهى يافته ، به صورتى كه بزرگان و حافظان حديث و فقهاى اهل سنّت را به تصريح واداشته است و در جاى خود اثبات خواهد شد كه از ميان اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم پنجاه نفر اين احاديث را از حضرتش روايت كرده‌اند ) ، براى مدلّل ساختن اشتباه اهل كتاب و ملل مختلف در تعيين اسم منجى ، به دليل ديگرى نياز نيست . اكنون به بيان اختلافى مىپردازيم كه در تعيين اسم امام مهدى عليه السّلام ميان امت اسلامى و دو گروه شيعه و سنى وجود دارد . بىترديد ، در اين اختلاف هيچ مؤيدى براى پندار مستشرقان و مقلّدان آن‌ها يافت نمىشود ، بلكه اتفاقا وجود اين اختلاف دليلى خلل‌ناپذير عليه آنان به شمار مىرود ؛ زيرا چنين اختلافى از قبيل نزاع بر سر جزئيات يك پديده‌ى يقينى الوجود است ، مانند اختلاف نظر فرق مسلمانان بر سر قديم يا حادث بودن قرآن كريم ، در حالى كه همگى ايشان يكپارچه بر كفر منكر قرآن حكم مىرانند . ساير اختلافات ايشان در جزئيات برخى عقايد ديگر نيز دقيقا اين‌گونه است . تناقض‌گويى در « افسانه » خواندن ايده‌ى « ظهور منجى » نتيجه‌ى منطقى سخنان گذشته ، بر بىپايگى گمانه‌هاى مستشرقان و پيروان آن‌ها در افسانه ناميدن « ظهور حضرت مهدى عليه السّلام » دلالت مىكند . زيرا افسانه‌اى كه ايمان بدان در گستره‌اى چنين وسيع انتشار يابد ، شكى نيست كه بايد خردهاى مؤمنان را از آنان سلب كرده و براى آنان تاريخى خرافى بنا سازد ؛ امّا حافظه‌ى بشرى ، امتى را به ياد نمىآورد كه شالوده‌ى تمدن خود را براساس خرافه پايه‌گذارى كرده باشد ، تا چه رسد به امتى كه به اعتراف خود مستشرقان ، داراى پرفروغ‌ترين تمدن انسانى در خلال قرون وسطى بوده است . شگفت آن‌كه : اين به اصطلاح شرق‌پژوهان ، خود به پيشاهنگى تمدّن اسلامى در ميان تمدّن‌هاى ديگر معترفند و توان انكار اين حقيقت را ندارند كه اسلام در پالايش ذهن و روان آحاد جامعه‌ى بشرى از خرافه‌ها و بدعت‌ها و رسوم سخيف و مندرس و آزاردهنده‌ى روح و