السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
333
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
امرش قضا ، حكمش قدر ، حُبّش جنان ، بغضش سَقَر * خاك رهش زيبد اگر بر طُرّه سايد حورِ عين دانند قرآن سربهسر ، بابى ز مدحش مختصر * اصحاب علم و معرفت ، ارباب ايمان و يقين سلطان دين ، شاه زَمَن ، مالك رقاب مرد و زن * دارد به امر ذو المنَن ، روى زمين زير نگين گرنه وجود اقدسش ظاهر شدى اندر جهان * كامل نگشتى دين حق ز امروز تا روز واپسين ايزد به نامش زد رقم ، منشور ختم الأوصياء * چونان كه جدّ امجدش گرديد ختم المرسلين نوح و خليل و بو البشر ، ادريس و داود و پسر * از ابر فيضش مُستمِد ، از كان علمش مستعين ظاهر شود آن شه اگر ، شمشير حيدر بر كمر * دستار پيغمبر به سر ، دست خدا در آستين ديّارى از اين ملحدان ، باقى نماند در جهان * ايمن شود روى زمين ، از جور و ظلم ظالمين من گرچه از فرط گُنه شرمنده و زارم ولى * شادم كه خاكم كرده حق با آب مهر تو عجين خاصه كنون كز فيض حق مدحت سرودم آنچنان * كز خامه ريزد بر ورق ، جاى مركب انگين بر دشمنان دولتت ، هر فصل باشد چون خزان * بر دوستانت هر مَهى بادا چو ماه فرودين اى حضرت صاحب زمان اى پادشاه انس و جان * لطفى نما بر شيعيان ، تأييد كن دين مبين ( با تلخيص ) يك بند از ترجيعبند « راز هستى » ( نقطهى عطف ) از حضرت امام خمينى قدّس سرّه اى صورت رساى آسمانى * اى رمز نداى جاودانى