السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

303

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

در تفكر شيعى ، چنگ زدن به عروة الوثقاى « ولايت » همان « توسل و ابتغاء » و « امام » همان « وسيله » به شمار مىآيد ؛ انسان از طريق امام و حجّت زمان به خداوند متعال نزديك شده و اتصال روحانى مىيابد . امام ، انسان كامل است و انسان كامل مظهر اسماء الله الحسنى و تجلّى اعظم الهى و مجلاى اتّم صفات جلال و جمال حق سبحانه است . « امام » همان مخلوقى است كه كردگار حكيم با آفرينش وى ، بر فرشتگان مباهات كرد . « امام » يعنى « خليفة الله » و آخرين خليفة الله كسى نيست جز حضرت « بقية الله ( عجلّ الله تعالى فرجه ) » ، همو كه آيينه‌دار طلعت ربّ العالمين و « وجه الله » است ؛ ازاين‌روى در دعاى شريف ندبه ، امام زمان عليه السّلام را با اين عبارت مىخوانيم : « أين وجه اللّه الذى يتوجّه إليه الاولياء » شيعه‌ى پاكباخته و راستين كه با ديده‌ى سرّ ( نه چشم سر ) جمال بىمثال امام و ولىّ خود را به نظار نشسته ، در دوران هجران و عصر غيبت ، غم مهجورى و درد دورى جانش را مىخلد و او را بر آن مىدارد كه سر بر آستان دوست نهد و روايت ارادت خويش با وى بازگويد : خوش مىروى به تنها ، تن‌ها فداى جانت * مدهوش مىگذارى ياران مهربانت آيينه‌اى طلب كن تا روى خود ببينى * وز حُسن خود بماند انگشت در دهانت رُخت سراى عقلم تاراج عشق كردى * اى رند آشكارا مىبينم از نهانت دانى چرا نخسبم ؟ تا پادشاه حُسنى * خفتن حرام باشد بر چشم پاسبانت من آب زندگانى بعد از تو مى نخواهم * بگذار تا بميرم بر خاك آستانت « 1 » و براستى كه شگفت حكايتى است قصه‌ى اين مودّت و شوريدگى : قلبى اليك من الأشواق محترق * و دمع عينى من الآماق مندفق الشوق يحرقنى و الدمع يغرقنى * فهل رأيت غريقا و هو محترق

--> ( 1 ) . افصح المتكلمين شيخ مصلح الدين .