السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
287
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
پيدايش عدالت فراگير اجتماعى در گرو تحقق عدالت فردى در آحاد جامعه است ؛ اين بدان معناست كه برآيند تعادل مهرههاى يك مجموعه به تعادل كل آن منتهى مىشود . عدل مقابل ظلم است ( به قول منطقيان اين دو عدم و ملكهاند ) كسى كه ظالم باشد ، عادل نيست و از آنجا كه « ارتكاب معصيت » ظلم به نفس تلقى مىشود ، فرد گناهكار براى هرگونه ظلم اجتماعى آمادگى روانى لازم را خواهد داشت . زيرا معمولا كسى كه حقوق خودش را پاس نمىدارد ، حقوق ديگران را نيز ارزشمند نمىشمرد . آنجا كه حتى حس صيانت نفس هم نمىتواند جلودار خوى تجاوزگرى و سركشى حيوانى انسان باشد ، اهرمهاى كنترل اين تعدّى طلبى نسبت به ديگران ، چندان كارآ نمىنمايد . بر اين اساس ، رتبهى « تحقق عدالت فردى » بر « ايجاد عدالت اجتماعى » مقدّم است ؛ يعنى حصول « عدالت أنفسى » پيشنياز وصول به « عدالت آفاقى » است . ازاينرو ، اگر فردى با اجتناب از معاصى و رعايت پرواى الهى ، بتواند ملكهى عدالت را در خود پديد آورد و با ايجاد تعادل در ميان قواى نفسانى خود ، اركان حيات اخلاقى را در وجود خود نهادينه سازد ، آنگاه مىتواند در عصر ظهور كه عصر استقرار عدل ناب و مطلق است ، خويشتن را با شرايط نوين تمدن توحيدى مهدوى هماهنگ كند ؛ اما در غير اين صورت ، هاضمهى شخصيت فرد ، قدرت جذب مؤلفههاى فرهنگ عدالت محور دولت كريمه را نخواهد داشت . طبعا چنين شخصى با شرايط و ملاكهاى جديد هماهنگ نمىشود و اين تعارض در پايان وى را به بنبست مىكشاند . نمونهى تاريخى چنين شرايطى را در زمان حكومت نورانى علوى مىتوان يافت . حضرت از آغاز امر مىدانست كه نفوس غير مهذّب و تربيتنشده كه از ملكهى عدالت فاصله گرفته بودند ، عدالت وى را برنمىتابند ، ازاينرو از پذيرش خلافت سرباز زد تا آنجا كه حجّت را بر آنان تمام كرد ، و پس از استقرار حكومت ولوى همان شد كه مولا پيشبينى فرمود ؛ يعنى بسيارى از كسانى كه او را بر حق مىدانستند و قلبشان با او بود ، به روى شمشير كشيدند و سرانجام فرق عدالت در محراب عبادت شكافت ؛ « قتل فى محرابه لشدّة عدله » . بارى هركس بخواهد در شمار منتظران حقيقى آن « عدل منتظر » باشد ، بايد پارسايى پيشه كند « 1 » و متخلّق به مكارم اخلاق گردد « 2 » و به معناى دقيق كلمه ، انسانى مكتبى باشد .
--> ( 1 ) . بحار الانوار / ج 52 / ص 14 . ( 2 ) . پيشين ، بر پايهى روايتى از امام جعفر بن محمد الصادق عليهما السّلام .