السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
257
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
اجتماعى با مردم ندارد و ولى عصر ( عجلّ الله تعالى فرجه ) در عصر غيبت ، اين شأن مهم از شؤون امامت و ولايت را اعمال مىكند . « 1 » از ديد سازمانى و اجتماعى نيز بحث مفصلى در بخش دوم از نظر خوانندگان محترم خواهد گذشت كه از بعد سازماندهى اجتماعى جامعهى مؤمنان و منتظران ، وجود مبارك امام عليه السّلام ، منبع بىپايان انرژى روحى است كه استقامت و استوارى را به كالبد رزمندگان جبههى حق مىدمد و همچنانكه يك رهبر بزرگ سياسى در زندان يا تبعيد بزرگترين بهانه و پشتوانهى روحى براى همرزمان خود است و غيبت فيزيكى وى از صحنهى حوادث به اين بعد حمايتى وجود او ضررى نمىزند ، وجود در پس پردهى غيبت حضرت ابا صالح المهدى ارواحنا له الفداء ، بزرگترين دلگرمىها را براى مواليان خود به ارمغان مىآورد . خود حضرت حجت عليه السّلام نيز در توقيع ناحيهى مقدسه پيشگفته و در فقرهاى ديگر پاسخ اين پرسش را مشخص فرمودهاند و وجود شريف خود را در پردهى غيبت به آفتاب در پس ابر تشبيه كردهاند . علّامهى مجلسى قدّس سرّه به هشت وجه اين تشبيه اشاره كرده است كه ميرزاى نورى قدّس سرّه آنها را در كتاب خود نجم ثاقب كه بنا به خواست زعيم وقت عالم تشيع مرحوم آيت الله العظمى ميرزاى شيرازى نگارش يافته است - نقل كرده كه ذكر آن خالى از فايده نيست : در وجه تشبيه آن وجود مقدس به آفتاب زير ابر چند وجه گفتهاند : يكم - نور وجود و علم و هدايت و ساير فيوضات و كمالات و خيرات به بركت آن جناب به خلق مىرسد و به بركت و شفاعت و توسل به آن جناب ، حقايق و معارف بر مواليانش ظاهر مىشود و بلاها و فتنهها از ايشان رفع مىشود ؛ چنانكه در عصر هر حجّتى چنين بوده است ؛ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ . سنت الهى چنين نيست كه خلق را عذاب كند ، با آنكه تو ( كه رحمة للعالمينى ) در ميان ايشانى . به تواتر از آن جناب صلّى اللّه عليه و إله و سلم رسيده كه فرمود : اهل بيت من امان اهل زميناند ، چنان كه ستارگان امان اهل آسماناند . هركه ديدهى دلش اندكى به نور ايمان منوّر شده ، مىداند كه هرگاه ابواب فرج بر كسى مسدود گردد و چارهى كار خود را نداند يا مطلب دقيقى و مسألهى غامضى بر او مشتبه گردد ، چون متوسل شود به آن جناب ، به اندازهى توسل ، البته ابواب رحمت و هدايت مفتوح مىگردد . دوم - چنانكه آفتاب به ابر محجوب شود ، با وجود انتفاع خلق به ضوء آن در هر زمان ،
--> ( 1 ) . بررسىهاى اسلامى / صص 75 - 78 .