السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
234
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
رهبران و طرفداران اين مكتب به راه بياندازند كه در نتيجه جمع بسيارى را كشتند و عدهاى را به زندان انداختند و صدها مبارز شيعه را در كنج سياه چالها به شهادت رساندند . پس ، پيروان اين مكتب ، براى حفظ عقيدهى خود دربارهى امامت بهاى گزافى را پرداختهاند و در اين زمينه ، انگيزه و محرّكى به جز دستيابى به رضوان الهى و تقرب به خداوند سبحان نداشتهاند . 5 . امامان معصوم كه اين نيروهاى مردمى به زعامت و پيشوايى ايشان ايمان آوردند ، هيچ گاه از پايگاه مردمى خود جدا نبودند و در برج عاج و به دور از مردم خود - چونان سلاطين - نمىزيستند و حجاب و مانعى در راه دسترسى امت به خويش ايجاد نمىكردند ، مگر آنكه به اجبار حكومت در تبعيد يا زندان بودند و در نتيجه منفصل از امت به سر مىبردند . از شمار چشمگير راويان بسيارى كه از امامان معصوم نقل حديث كردهاند و جماعت بسيارى كه هنگام اداى فريضهى حجّ در مدينه به ديدار امامان خود مىشتافتند و نيز مكاتبات فراوانى كه ميان امام مهدى عليه السّلام و شيعيان حضرت صورت گرفته و نقل شده ، اين حقيقت را مىتوان فهميد و همچنين سفرهاى حضرت حجت عليه السّلام به نواحى مختلف اقطار جهان اسلام نيز مىتواند از اسباب اين انس و ارتباط جدى و ملموس امام مهدى عليه السّلام با علماى شيعه و ساير طبقات ايشان تلقى شود . 6 . دستگاه حاكم وقت حضرات ائمهى هدى عليهم السّلام و زعامت اجتماعى و ولايت و نفوذ روحى آنان را خطرى بزرگ و تهديدى جدى نسبت به موجوديت و تداوم حيات خود مىدانست و بر اين اساس ، تمام تلاش و نيروى خود را به كار بست تا اين رهبرى و قدرت متنفّذ و جدى مذهبى - اجتماعى را از ميان بردارد و در اين زمينه به اقدامات غير اسلامى و ضد انسانى مفتضحانهاى دست يازيد و از سبعيت و قساوت دريغ نكرد و علىرغم بازتاب تنفّر آفرين و خشمانگيز آن ميان مسلمانان و خصوصا شيعيان ، روند توسل به زور و آزار و ارعاب و تبعيد و حبس و شكنجه و هتك عترت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و ترور امامان معصوم عليهم السّلام را ادامه داد . بنابراين ، با توجه به شش نكتهى پيشگفته كه حقايق مسلّم تاريخى هستند ، مىتوانيم چنين نتيجه بگيريم كه پديدهى « امامت زود هنگام » پديدهاى واقعى و ملموس و مجرب بود و نه توهمى بىاساس و دور از حقيقت . زيرا امامى كه به صحنه مىآيد و با وجود كودكى ، امامت روحى و زعامت فكرى خود را بر مسلمانان اعلام مىكند و امّت نيز به ولايت و امامت وى ايمان آورده و گردن مىنهند . زعامتش بدون برخوردارى از بالاترين درجات علمى و وسعت افق فكرى و اشراف و تسلّط كامل بر فقه و تفسير و كلام ، هرگز مورد پذيرش واقع نمىشود .