السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
216
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
احاديث را پذيرفته و بدان اعتراف كرده است ، هرچند احاديثى كه بدانها پرداخته ، عدد كوچكى از مجموعهى بزرگى از « احاديث المهدى » را تشكيل مىدهد . ج - تطبيق عنوان مهدى عليه السّلام بر عيسى بن مريم عليهما السّلام 8 برخى از مستشرقان و ساير منكران ظهور امام مهدى عليه السّلام ، به حديث محمد بن خالد جندى متوسل شدهاند كه امام مهدى را به عيسى بن مريم منحصر ساخته است و علماى اسلام بدون استثنا ، اين حديث را به شدّت ردّ كرده و آن را يك شوخى تلقى كردهاند ؛ اما براى اينكه هيچ گونه شكى در جعلى و دروغين بودن آن براى كسى باقى نماند ، به بحث كوتاهى در اين زمينه مىپردازيم : حديث مزبور را ابن ماجة از يونس بن عبد الاعلى از شافعى از محمد بن خالد جندى از أبان بن صالح از حسن بصرى از أنس بن مالك از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم چنين نقل كرده است : كارها سختتر خواهد شد و دنيا بيشتر پشت خواهد كرد و مردم حريصتر خواهند گشت و روز قيامت جز براى بدكاران برپا نخواهد شد و مهدى كسى جز عيسى بن مريم نيست . « 1 » ردّ كردن اين حديث و ابطال آن ، دشوار نيست . زيرا مخالفت با جميع روايات صحيح و متواتر پيشگفته ، براى اثبات بطلان آن كافى است و چنانچه استدلال به هر روايتى ( به هر صورتى كه به دست ما رسيده ) درست بود ، تأسيس علم « رجال » و فن « دراية الحديث » لغو و بيهوده مىنمود ، ولى قطعا علماى اسلام بىجهت به اين دو علم شريف نپرداختهاند ، در حالى كه لازمهى پذيرش همهى احاديث منقول و لغو بودن علم الرجال و الدرايه ، صحيح شمردن احاديث مجعول ، ثقه دانستن دروغگويان و مشهور خواندن ناشناختهگان و سادات محسوب كردن نواصب است و با اين فرض ( به هم آميختن محدث ثقه با راوى بىاعتبار و ناقل مورد اشكال و خلط كردن سره با ناسره ) هيچ حديث متواترى باقى نخواهد ماند . آيا هيچ مسلمان عاقلى به نيرنگباز كذّابى از زمرهى راويان دروغپرداز به نام محمد بن خالد جندى اعتماد مىكند ؟ همان كسى كه حديث مشهور « جند » را از قول رسول خدا براى
--> ( 1 ) . سنن ابن ماجة / ج 2 / ص 1340 / ح 4039 . و البته ابن ماجة خود در صفحه 1368 از جلد دوم حديث : « مهدى حقّ و از فرزندان فاطمه است » را نقل كرده است كه پيش از اين اسامى افرادى كه آن را « صحيح » و يا « متواتر » دانستهاند ، گذشت .