السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

204

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

مجموع احاديثى را كه صحيح دانسته ، دهها بار از مجموع همه‌ى آن‌چه روايت كرده ، بيشتر است . 2 . هرگز مشاهده نشده كه عالمى از اهل سنت ، حديثى را كه شيخين روايت نكرده‌اند ، ضعيف بداند ؛ بلكه سيره‌ى آنان كاملا عكس اين است . چه آن‌كه معتقد بوده‌اند : احاديث صحيح بسيارى بوده كه در صحيحين راه نيافته و آنها را استدراك كرده‌اند و با گردآورى آنها ، كتب مستقلى نگاشته‌اند . 3 . چنانچه به تعريف اهل سنت از « حديث صحيح » مراجعه شود ، مشخص مىگردد كه « صحت » يك حديث از نظر ايشان مشروط به مذكور بودن در صحيحين يا يكى از آن دو نيست و همچنين در « متواتر » بودن روايت نيز چنين شرطى قرار نداده‌اند . بر اين اساس روشن مىشود كه شرط « صحت » يا « تواتر » حديث ، اين نيست كه الزاما بخارى يا مسلم يا هر دو ، راوى آن باشند ، بلكه اگر هيچ يك از اين دو آن را نقل نكرده باشند ، باز هم مشكلى در متواتر بودن آن نزد اهل سنّت ، پيش نخواهد آمد . بهترين شاهد بر اين مدّعى ، حديث « ده تن بشارت داده شده‌ى به بهشت » است كه اهل سنّت بالاتفاق آن را متواتر مىدانند ، در حالى كه هيچ يك از بخارى و مسلم آن را نقل نكرده‌اند . 4 . كسانى كه براى انكار ظهور امام مهدى ( عجلّ الله تعالى فرجه ) به تهى بودن صحيحين از احاديث المهدى متمسك شده‌اند ، در حقيقت از محتواى صحيحين هيچ نمىدانند ، چنان‌كه از پاسخ اين شبهه روشن خواهد شد . پاسخ اين شبهه بر كسى پوشيده نيست كه احاديث وارد شده درباره‌ى امام مهدى عليه السّلام متعرض بيان امور گوناگونى گشته‌اند ، مانند بيان اسم شريف ايشان ، برخى اوصاف آن حضرت ، علامت ظهورشان ، طريقه‌ى داورى و قضاوت ميان مردمان و امور ديگر . شكى نيست كه تصريح به لفظ المهدى عليه السّلام در هر روايتى از احاديث ، الزاما ضرورى نيست . چون به راحتى مراد و مقصود را بدون نام بردن ، نيز مىتوان فهميد . مثلا چنانچه حديثى وارد شود و صفتى از اوصاف مهدى بشارت داده شده در آخر الزمان را به همراه تصريح به نام المهدى عليه السّلام ذكر كند ، آنگاه در حديث ديگرى صحيح بخارى همين فرد موصوف با همان وصف ( ولى بدون تصريح به نام المهدى عليه السّلام ) ذكر شود و از حضرت تحت عنوان