السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
143
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
كه در زمان خود ، هنگامى كه اطلاعى از او در دست نيست ، به سال 260 هجرى از ديدگان مردم پنهان مىشود ، سپس مانند شعلهى درخشان در شب تار ظاهر مىگردد ؛ اگر آن زمان را درك كنى ، چشمت روشن خواهد گشت . » « 1 » در سند حديث احمد بن حسين بن عمر بن يزيد وجود دارد كه به نظر همهى علما ثقه است و همه افراد پيش از وى نيز از وثاقت برخوردارند . همانگونه كه نجاشى در شرح حال وى مىگويد ؛ او از دو امام صادق و كاظم عليهما السّلام حديث نقل مىكرد و اما وثاقت افراد پس از وى از طريق اخبار مطابق با واقع آنان از آينده ، قابل احراز است و اين خبر شاهد صدق ايشان است . 14 . همچنين شيخ صدوق به اسناد صحيح از محمد بن حسن از سعد بن عبد الله از ابو جعفر محمد بن احمد علوى از ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى چنين حكايت مىكند كه از حضرت هادى عليه السّلام اينگونه شنيدم : « جانشين پس از من فرزندم حسن است ، حال شما نسبت به جانشين وى چگونه خواهد بود ؟ » عرض كردم : از چه روى ، خدايم فدايت سازد ؟ فرمود : « چون شما خود وى را نخواهيد ديد و بر شما روا نيست كه نامش را ببريد . » عرض كردم : پس چگونه از او ياد كنيم ؟ فرمود : « بگوييد حجتى از آل محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم « 2 » . » سند اين حديث معتبر است . چون همهى رجال آن ثقه هستند و علوى كه در اين سند به چشم مىخورد ، چنانكه از رجال نجاشى در شرح حال عمركى بوفكى بر مىآيد « 3 » ، از مشايخ جليل القدر شيعه است . در اينجا به همين مقدار از نصوص و احاديث بسنده كرده ، سه نكته را متذكر مىشويم : يكم : حديث اخير بيانگر اين معنا نيست كه امام مهدى عليه السّلام به هيچ وجه رؤيت نمىشود . زيرا كلام امام هادى عليه السّلام « خود وى را نخواهيد ديد » ، چنانچه بر « نهى از نام بردن حضرت » حمل شود - علت اين نهى در احاديث صحيحهى « 4 » ديگر ، خوف بر جان آن حضرت ( عجلّ الله تعالى فرجه ) شمرده شده است - روشن مىشود كه اين سخن ، كنايه از « غيبت » امام است و مقصود اين
--> ( 1 ) . إكمال الدين / ج 1 / ص 324 ؛ نيز حديث ديگرى را با اختلافى اندك از امّ هانى به نقل از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است . ر . ك : إكمال الدين / ج 1 / باب 32 / 330 / ح 15 . ( 2 ) . إكمال الدين / ج 2 / باب 37 / ص 381 / ح 5 . ( 3 ) . رجال نجاشى / ص 303 / ش 828 . ( 4 ) . در بحث از « ادّلهى ولادت امام مهدى ( عج ) » بدين احاديث اشاره خواهيم كرد .