الشيخ علي اكبر النهاوندي
85
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
چون بعد از اقامهء ادلّهء قطعيّه به عدم خلوّ ارض از حجّت الهيّه و لازم بودن عصمت آن و شهد به القرآن و تواتر الأخبار من الّذى أنزل عليه القرآن و شهد بصحّته و صدقه البرهان ، معقول نخواهد بود كه استبعاد محض ، سبب براى انكار شود يا با آن ادلّه و براهين معارضه نمايد . نهج دوّم : استبعادى كه خصم در اين مقام نموده ، مجرّد دعوى بلا بيان ، بلكه بر خلاف عيان است ، زيرا منع مىنماييم طول عمر به وصف مذكور ، خارق عادت باشد ، بلكه جارى بر مقتضاى عادت است . غايت الامر بر خلاف عادت اكثر اعمار مردمان دورهء ختميّه است ، نه آنكه در جميع ازمان بر خلاف عادت باشد ، زيرا عادت در زمان انبياى سلف و امم ايشان ، بلكه قبل از بعثت تا زمان حضرت آدم بر اين بوده كه عمرهاى ايشان دراز و طولانى باشد . چنانچه در اخبار و تواريخ بلكه در قرآن است كه هزار يا دو هزار سال ، بلكه متجاوز از اين عمر مىنمودهاند ؛ چه از انبيا و سلاطين و چه از كفّار و موحّدين . چنان كه اشخاص كثيرى از آنها را در كتب غيبت ، مثل جلد سيزدهم بحار ، كمال الدّين ، نجم ثاقب ، كفاية الموحّدين ، هدايت الموحّدين ، دار السلام و غير اينها ذكر نمودهاند . اين ناچيز در اين بساط عبقريّهاى براى ذكر آنها ترتيب داده ، تا هنگام مطالعهء اين كتاب احتياجى به رجوع به آن كتب نباشد . بالجمله دعوى خرقعادت و يا استبعاد مذكور ، سخنى لا طائل است كه مقصود خصم غير از تلبيس و اظهار شبهه ، بلكه اظهار عصبيّت و عناد ، چيز ديگرى نخواهد بود . [ اعتقاد به عمر دجّال ، خضر و الياس ] هداية و ارشاد إلى رفع هذا الإستبعاد عجب است از مخالفين كه به وجود دجّال اعتقاد دارند كه در دنيا زنده و موجود ، از انظار ، غايب و مقيّدا و مغلولا در چاهى محبوس است و لكن زندگانى و طول عمر