الشيخ علي اكبر النهاوندي
63
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
ندارد و از اينجاست كه ابن حجر مذكور ، در كتاب تقريب ، تصريح كرده عمر بن سعد ثقه است و ارتكاب آن امر عظيم را منافى عدالت او ندانسته ، انتهى . اين ناچيز گويد : يحيى بن معين كه يكى از علماى رجال عامّه و قولش در مقام جرح و تعديل در كمال اعتبار و اعتناست ، كلام حقّى دربارهء عمر بن سعد گفته ، چه در كتاب خلاصة تذهيب الكمال فى اسماء الرجال « 1 » ، از تأليفات صفىّ الدين احمد بن عبد اللّه خزرجى انصارى ، بعد از اينكه عمر بن سعد را عنوان نموده ، گفته : او از پدرش و زهرى از او روايت مىكند ، عجلى گفته : او ثقه است . ابن معين گفته : چگونه كسى كه حضرت حسين بن على عليهما السّلام را كشته ثقه و امين مىباشد . در حاشيهء آن كتاب است كه مختار بن ابى عبيده ثقفى ، عمر بن سعد ملعون را در سال شصت و شش يا هفت هجرت به درك و اصل كرد . [ كلمات سليمان بلخى ] كلام بخىّ عن سليمان البلخىّ اين ناچيز گويد : براى توبيخ و نكوهش قاضى عياض ، ابن حجر عسقلانى و امثال ايشان كلام سيّد سليمان حنفى بلخى در كتاب ينابيع المودّه كفايت مىكند . چه در باب هفتاد و هفت از آن كتاب ، از بعضى از محققّين خود طايفهء عامّه چيزى را نقل نموده كه ترجمهء آن اين است كه بعضى از محقّقين گفتهاند : همانا احاديثى كه بر بودن خلفاى بعد از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله ، دوازده نفر دلالت دارند به تحقيق از طرق بسيار شهرت يافته است . پس به بيان زمان و معرّفى كون و مكان ، دانسته شده كه مراد حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله از اين كلام معجز انجام خودش ، اين است كه امامان دوازدهگانهء از اهل بيت و عترت معصومين خود را اراده فرموده ، زيرا حمل اين عدد كه در اين احاديث ذكر شده بر عدد خلفاى بعد از آن حضرت كه از اصحاب آن جناب بودند ، ممكن نيست ، زيرا
--> ( 1 ) . تذهيب تهذيب الكمال فى اسماء الرجال ، ج 2 ، ص 270 .