الشيخ علي اكبر النهاوندي
58
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
[ روايت من مات و لم يعرف امامه . . . ] تقرير التّاييد بتحرير سديد : وجه تأييد آن است كه مضامين اين روايات ، سيّما روايت مصحّحهء در جمع بين الصحاح ، اين است كه اگر شخص ، معرفت امام زمان خود را نداشته باشد و بميرد ، خارج از ايمان و بر كفر و ضلالت ، از دنيا بيرون رفته است . اين مطلب متصوّر نخواهد بود ، مگر آنكه معرفت امام ، مثل معرفت خدا و رسول او باشد كه از اصول دين است و قوام دين و ايمان بسته به او خواهد بود كه اگر كسى به حقّ امام معترف نشود ، مثل آن است كه به رسول او اقرار و اعتراف ننموده و چنانكه عدم معرفت رسول خدا موجب خروج از اسلام است ، عدم معرفت امام او هم ، باعث خروج از ايمان به سوى نفاق و ضلال است . اين جز بر مذهب طايفهء اماميّه صادق نيايد كه براى هر زمان امامى قايلاند و امام اين زمان را جناب مهدى موعود حضرت « م ح م د » بن الحسن العسكرى عليه السّلام مىدانند كه غايب از انظار و واسطهء فيض پروردگار است ؛ نه بر مذهب عامّه ، زيرا مسألهء خلافت و امامت نزد ايشان ، نه از اصول دين و نه از واجبات فروع دين است كه وجوب نفسى داشته باشد ، بلكه وجوب آن من باب مقدّمهء محض است ، چنانكه اين مطلب در كتب امامت از مذهب ايشان ، معلوم شده و از بديهيّات است كه اگر كسى يكى از فروع فقهيّه در دين را نشناسد ، موت او ، ميتهء جاهليّت ، نفاق ، كفر و ضلال نخواهد بود ، چه جاى آنكه آن واجب از مقدّمات فروع دين او باشد ، بلكه اگر او را نشناسد ، هيچ ضررى براى اسلام و ايمان او ندارد ، چه رسد به اينكه به مقدّمهء واجب يكى از احكام فرعيّه جاهل باشد . [ تأويلات سخيف عامه ] علماى مخالفين چنان گرفتار اين خبر شريف و خبرهاى ديگر كه در مضمون با اين