الشيخ علي اكبر النهاوندي

51

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

الاحسان لاهل العرفان مذكور ساخته ، معارض مىباشد و فرموده : براى مهدى عليه سلام اللّه و سلام جدّه خاتم النّبيين از هر سه نطفه ، يعنى صلبى ، قلبى و حقّى ، نصيبى اكمل و حظّى اوفر من حيث الاعتدال لا غالبا و لا مغلوبا بود . اگر در حيات است و غايب ، سبب غيبت او تكميل اين صفات است تا چنان شود كه در حدّ اوسط افتد ، از افراط و تفريط ايمن گردد و بر حقّ ثابت شود و اگر هنوز به وجود نيامده ، بىشكّ به وجود خواهد آمد و به كمالى كه شأن مصطفى است ، خواهد رسيد و دعوت او ، شامل حال عالم خواهد گشت . او بعد از امير المؤمنين قطب در مقام سلطنت خواهد بود . بالجمله صدق شرطيّة ، مستلزم صدق مقدّم نيست ، امّا احتمال دادن وجود و غيبت آن حضرت و تقديم اين احتمال بر احتمال عدم ، ناظر بر ترجيح او است و كسى كه يك مرتبه آن‌چنان حكم جزم به وفات مهدى نموده باشد ، به اين اسلوب ، سوق كلام نمىنمايد ، كما لا يخفى على العارف باساليب الكلام ، كلام قاضى - نوّر اللّه مرقده الشريف - تمام شد . [ نظرات ديگرى از عامه ] قسم پنجم : معتقد شرذمهء قليله از مخالفين است كه گفته‌اند : مهدى نيست مگر عيسى كه از آسمان نازل خواهد شد و خبرى هم در اين خصوص نقل كرده‌اند كه خود اين جماعت اهل سنّت به ضعف و شذوذش حكم نموده‌اند ، چه رسد به اماميّه ؛ چنان‌كه در نجم ثاقب است . آن خبر با ردّ و تأويلش در شبههء سى و يكم از عامّه در عبقريّهء آتيه بيان خواهد شد ان شاء اللّه . قسم ششم : معتقد بعضى است كه گفته‌اند : روح عيسى در مهدى بروز كند و نزول عيسى در آخر الزمان از آسمان ، عبارت از اين بروز است ؛ چنان‌چه مفاد جلىّ از اخبار است و حديث لا مهدى الّا عيسى بن مريم مطابق اين قول است « 1 » ؛ همان‌طور كه

--> ( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 51 ، ص 93 ؛ الجامع احكام القرآن ( تفسير قرطبى ) ، ج 8 ، ص 121 ؛ كشف الغمة فى معرفة الائمه ، ج 3 ، ص 285 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 126 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 12 ، ص 351 ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 1 ، ص 322 .