الشيخ علي اكبر النهاوندي

318

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

است كه علّامهء مجلسى رحمه اللّه آن‌را در حيات القلوب ، در كيفيّت ملاقات يعقوب با يوسف و رسيدن ايشان به همديگر نقل فرموده ، چراكه در آخر آن روايت است : يوسف در اين بيست سال ، روغن نمىماليد ، سرمه نمىكشيد ، خود را خوشبو نمىكرد ، نمىخنديد و نزديك زنان نمىرفت ، تا خدا شمل يعقوب را جمع كرد و يعقوب و يوسف و برادران را به يكديگر رساند . « 1 » علّامه مجلسى رحمه اللّه بعد از نقل اين روايت فرموده : ظاهر اين حديث و بسيارى از احاديث ديگر آن است كه ، مدّت مفارقت يوسف از يعقوب ، بيست سال بوده كه مفسّران و مورّخان در آن اختلاف كرده‌اند ، بعضى گفته‌اند : ميان خواب ديدن يوسف و اجتماع او با پدرش ، هشتاد سال بود ، بعضى گفته‌اند : هفتاد سال ، بعضى ، چهل سال و بعضى هجده سال گفته‌اند . « 2 » از حسن بصرى روايت كرده‌اند : وقتى كه يوسف را به چاه انداختند ، هفده ساله بود ، هشتاد سال در بندگى و زندان و پادشاهى ماند و بعد از رسيدن به پدر و خويشان ، بيست و سه سال زندگانى كرد ، بنابراين مجموع عمر آن حضرت صد و بيست سال بود ، از بعضى روايات شيعه نيز مفهوم مىشود مدّت مفارقت ، بيش از بيست سال بوده است ، انتهى . چون كيفيّت غيبت آن حضرت ، زبانزد عالم و عامى و گوشزد دانى و عالى است ، لذا روما للاختصار ، مطالعهء آن‌را به اسفار كبار حواله مىنماييم . خبر كتبه بالنّور على خدّ الحور حقيق في تشبيه غيبة الحجة بغيبة الصّديق شيخ صدوق در كمال الدين « 3 » به سند معتبر از حضرت صادق روايت نموده كه فرمود : چه استبعاد مىكنند مخالفان اين امّت كه در غايب شدن قائم آل محمد از مردم به خنازير شبيه‌اند ؛ به درستى كه برادران يوسف ، اولاد پيغمبران بودند ، با يوسف سودا

--> ( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 141 . ( 2 ) . ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 1 ، ص 255 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 2 ، ص 509 . ( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 341 .