الشيخ علي اكبر النهاوندي
273
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
كفّار و منافقين كه پيش از ظهور حضرت مهدى موعود ، در حال كفر و نفاق مردهاند ؛ قطعى باشد - چنانكه طايفهء شيعهء اثنا عشريّه مىگويند - پس اين از عدم توبه منفكّ نشود ، چنانكه در يكى از جوابهاى منسوب به شيخ مفيد گفته شد و يا بر فرض وقوع توبه از ايشان ، از عدم قبولى آن منفّك نشود ، چنانكه در جواب ديگر شيخ مذكور است ، زيرا اجتماع قطع و عدم قطع به شىء نشايد و اگر قطعى نباشد ؛ چنانكه مخالفين مىگويند ، ابديّت خلود و عذاب ايشان قطعى نيست و همانطور كه طايفهء شيعه دربارهء وحشى ، قاتل حمزهء سيّد الشّهدا عليه السّلام و حرّ بن يزيد رياحى از اصحاب امام حسين مىگويند كه توبهء ايشان قبول شد ، با آنكه وحشى حضرت حمزه را كشت و حرّ ، راه را بر امام زمان خودش ، حضرت امام حسين عليه السّلام گرفت . پس اين با قول رجعت منافات ندارد . بههرحال اين شبههء واهى كه نسبت به رجعت در زمان ظهور حضرت بقية اللّه نمودهاند ، مندفع است و با اين هذيانات نبايد و نشايد ، امورى كه به قطع و يقين در شريعت مقدّسهء اسلامى ثابت شده ، انكار نمود ، ثبّتنا اللّه بالقول الثّابت فى الحيوة الدنيا و في الآخرة ان شاء اللّه . اين ناچيز گويد : علاوهء بر آيات و اخبار و اجماع شيعه بر رجعت ، حكم عقل هم بر آن شاهد است ، زيرا غرض از رجعت ، مكافات مظلوم است به اينكه قلب او با عذاب و مجازات ظالم تشفّى يابد و جزا در دار عمل ، بينى دنيا ، اوفق و اقرب و انسب از دار آخرت باشد و تأثير آن در تشفّى قلب مظلوم ، بيشتر است ، پس ادلّهء اربعه بر ثبوت رجعت ، قائم است و اللّه العاصم . تنبيه للنّبيه بدان طايفهء مستحدثهء بابيّه و بهائيّه در ايراد بعضى از اين چهل شبهه كه در اين عبقريّه ذكر شد ؛ با طايفهء عامّه شريك و سهيماند . اين طايفه نيز ، بعضى از اين ايرادات و شكوك را بر مهدويّت حضرت ولىّ عصر و ناموس دهر نمودهاند ، چنانچه اين