الشيخ علي اكبر النهاوندي

271

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

نگرديد كه عقيلهء بنى هاشم ، حضرت زينب به او تعليم داده بودند . وجه دوّم ؛ مشاهدهء آيات و علامات عذاب اخروى ، توبه و ندامت را در زمان رجعت لازم ندارد ، چنان‌كه مشاهده شده نزديكان سلطان با آن‌كه به‌سبب مخالفت و خيانت ، مورد سياست و عقوبت مىشوند ، مع ذلك باز بعد از عقوبت ، به همان خيانت عود مىنمايند . از اين جهت است كه بارى تعالى در حقّ اهل عذاب كه مىگويند : رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ « 1 » ؛ خداوندا مرا برگردان تا عمل صالحى كه ترك كردم ، به جا بياورم ؛ مىفرمايد : كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها ؛ اين حرفى باشد كه از روى دروغ گويد ، چه اگر برگردد ، عمل صالح نكند . هم‌چنين دربارهء آنان كه مىگويند : يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا « 2 » ؛ فرموده : وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ « 3 » ؛ اگر تمنّاى ايشان را برآوريم و ايشان را به دنيا برگردانيم ، هرآينه ايشان به كارهايى برگردند كه از آن‌ها ممنوع بودند و هرآينه ايشان در اين كلام خود دروغگويان‌اند كه گفتند : اگر برمىگشتيم ، آيات پروردگار خود را تكذيب نمىكرديم . . . ، الخ . بالجمله ، اخبار خدا و رسول صلّى اللّه عليه و إله از عذاب ابدى و اذن دادن در طعن و لعن بر ايشان ، از عدم ندامت و توبهء ايشان در زمان رجعت آن‌ها به دنيا كشف مىكند . وجه سوّم ؛ اگرچه آن‌ها توبه و انابه نمايند ، ما قبول توبه و ندامت ايشان را در زمان رجعت منع مىكنيم ، نه از آن جهت كه دار رجعت ، مانند قيامت دار تكليف نيست ، تا لازم آيد طاعت و جهاد مؤمنين ، الجايى و اضطرارى باشد و بدين واسطه آنان بىاجر و خالى از ثواب باشند ، بلكه از اين جهت كه چون برگرداندن اين اشخاص براى عقوبت و انتقام و عذاب باشد ، لذا زمان رجعت براى ايشان ، دار جزاى اعمال باشد نه دار تكليف و قبول توبه ، و الّا با غرض رجعت ايشان منافى خواهد بود كه آن اكرام و

--> ( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيه 100 - 99 . ( 2 ) . سورهء انعام ، آيه 27 . ( 3 ) . سورهء انعام ، آيه 28 .