الشيخ علي اكبر النهاوندي

261

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

عادت ، كثير الوقوع است . نيز شخصى پيدا مىشود كه اهل شرف و منزلت است با زنى ارذل تزويج نمايد و ولدى از او متولّد شود ، پس آن شخص به جهت اين‌كه لحوق آن ولد را به خود مكروه مىدارد ، او را انكار مىكند و بعضى هستند كه اين‌گونه ولد را انكار مىكنند و چيزى از مال خودشان به او مىدهند . هم‌چنين ميان خلق ، كسى هست كه به حسب رتبه و شرف ، اراذل اهل زمان است ولى پنهانى زن صاحب شرافت و نجابتى را تزويج مىنمايد و ولدى از او متولّد مىشود ، هرچند مرد ، او را ناخوش نمىدارد و لكن به جهت خوف از اقرباى زن ، او را مخفى مىدارد و امثال اين‌ها بسيارند . بنابراين نفى ولادت ، در همه حال ممكن نيست . بلى ، اگر امثال اين احتمالات در ميان نباشد و دانسته شود مانع از اظهار ولادت موجود نيست ، آن‌گاه مىتوان نفى آن‌را ادّعا كرد . اگر مخالف بگويد : علم ما به اين‌كه رسول خدا پسرى نداشته كه بعد از وفات حضرت زنده باشد ؛ مثل علم ماست به اين‌كه حضرت حسن عسكرى پسرى نداشته كه بعد از وفاتش زنده باشد ؛ بدون تفاوت دو مقام . جوابش اين است كه علم شما و ما به اين‌كه پيغمبر پسرى نداشته كه بعد از وفاتش زنده باشد ، از اين راه است كه آن جناب ، رسول خدا و معصوم از هر خطا بود و هرگاه براى او پسرى مىبود ، اظهار مىنمود ، زيرا در اظهار آن ، خوفى در حقّش نبود . علاوه بر اين ، اجماع امّت منعقد است كه بعد از وفات آن جناب ، پسرى نماند ولى مثل اين علم را نمىتوان در خصوص پسر حضرت عسكرى ، ادّعا كرد ، زيرا امام حسن عسكرى ، در حكم محبوس بود و از ائمّهء طاهرين منتشر شده بود كه امام ثانى عشر ، قائم است و دولت‌هاى باطل را زايل خواهد كرد ، پس آن حضرت ترسيد خلفاى جور بر او مطّلع شوند و به او آسيبى برسانند ، لهذا حضرت ، ولادت آن بزرگوار را مخفى داشت و از اين راه در ولادت او براى مخالف ، شبهه واقع گرديد .