الشيخ علي اكبر النهاوندي

230

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

نبايد خالى از وجود امام مطاع منبسط اليد باشد ؛ امر ، خالى از سه قسم نيست يا وجود و مطاعيّت و بسط يد او تماما بر خداوند متعال يا بايد تماما بر بندگان واجب باشد و يا آن‌كه ايجادش بر خدا واجب باشد و اطاعت و منبسط اليد نمودنش بر ما رعيّت واجب باشد . لذا اگر بگوييد : تمامى اين‌ها بر خدا واجب است ، پس به زمان غيبت منتفض است ، چون در اين زمان ، منبسط اليد نيست و نستجير باللّه لازمه‌اش اين است كه خداوند ، اخلال به واجب نموده باشد و اگر بگوييد : تمام اين‌ها بر رعيّت و بندگان واجب است ، تكليف ما لا يطاق لازم مىآيد ، زيرا رعيّت ، قادر بر خلق و ايجاد نيستند و اگر بگوييد : ايجاد شخص آن بر خدا و تمكين از او و منبسط اليد نمودنش بر رعيّت واجب است ؛ چه دليلى بر اين مدّعا داريد ؟ علاوه‌بر اين‌كه لازمهء قسم سوّم و اختيار آن اين است كه بر ما لطفى واجب باشد كه عايد غير مىشود و چگونه مثلا بسط يد امام بر زيد واجب است تا از بسط يد آن جناب ، لطف به عمرو حاصل شود . [ جواب اشكال ] جواب اين اشكال ، اين است كه بعد از اين‌كه ما وجود امام منبسط اليد را از جانب خدا لطف دانستيم و ايجاد شخص شريفش را خارج از مقدور خود فهميديم ، به جهت تكليف ما لا يطاق ، مىگوييم : تقويت او و بسط يدش ، بعد از واجب بودن ايجاد او بر خدا ، چيزى است كه محتمل است مقدور ما و بر ما واجب باشد ، چه ما بالبداهه بر تمكين و اطاعت از آن جناب قادر هستيم . نيز محتمل است بر بارى تعالى واجب باشد و چون ديديم خداوندى كه بر نصرت و خلق اعوان براى آن بزرگوار قادر است ، آن‌را مبسوط اليد نفرموده ، مىدانيم تمكين نمودن از حضرت و مبسوط اليد ساختنش ، بر ما رعيّت واجب است ، چه اگر واجب على اللّه بود ، همانا خداوند خلق را از تمكين نمودن آن جناب مقهور مىفرمود و به قدرت كامله‌اش ميان او و دشمنانش حايل مىشد