الشيخ علي اكبر النهاوندي

205

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

غيبت ، منتظر آن باشد كه مردم از او تمكين نمايند تا ظاهر شود و در امور تصرّف نمايد و ميان عدم آن بزرگوار واضح است ؛ در اوّلى حجّت در فوات منافع و مصالح بندگان براى خدا و در ثانى براى بشر لازم باشد ، زيرا وقتى امام بر نفس خود بترسد و از مردم غايب گردد . علّت و سبب فوت منافع و مصالحى كه به واسطهء غيبت آن سرور ، از مردم فوت شود ؛ فعل مردم باشد كه امام را تخويف كرده و تمكين ننموده‌اند تا آن‌كه غايب گرديد و خودشان در اين عمل ، مؤاخذ و ملوم و مذموم باشند و در اين صورت ، اعتراض و حجّتى بر خداوند وارد نيايد ، بلكه حجّت الهى و اعتراض ربّانى بر آن‌ها وارد است كه من براى شما ، امام فرستادم ، چرا او را تمكين ننموديد ؟ به خلاف وقتىكه خدا امام را معدوم كند يا بميراند العياذ باللّه ، چون در اين صورت هرگاه بندگان اظهار تمكين از آن بزرگوار بنمايند ، در فوات منافع و مصالح حجّت و اعتراض بر خداوند متعال لازم آيد ، زيرا در اين هنگام فوات آن مصالح و منافع از جانب خداست و مسبّب از فعل او است كه ميراندن امام يا معدوم ساختن او باشد . بنابراين ذمّ و لوم و توبيخى بر بندگان وارد نيايد . « 1 » [ مثالى براى فهم بهتر ] ايراد مثال لتوضيح المقال بدان اگر نيك تأمّل نمايى ، خواهى يافت كه حال بعث نبى و نصب ولى و فوايد وجودى آن ، براى شخص كافر جاحد باللّه دلايلى است كه در نظر كردن به آن دلايل مسامحه مىنمايد و در آن‌ها تأمّل نمىنمايد تا تحصيل معرفة اللّه نمايد ، پس بايد به مزاق مخالفين گفته شود : براى كافرى كه تحصيل معرفة اللّه را ترك مىنمايد ، نصب دلايل چه فايده‌اى دارد ، چرا كه غرض از نصب و جعل آن دلايل اين است كه مكلّفين تحصيل معرفة اللّه نمايند و بعد از اين‌كه در آن دلايل نظر ننمايند و مسامحه كنند ، هر

--> ( 1 ) . تنزيه الانبياء ، ص 235 ؛ اعلام الورى بأعلام الهدى ، ج 2 ، ص 300 ؛ كشف الغمه فى معرفة الائمه ، ج 3 ، ص 246 .