الشيخ علي اكبر النهاوندي
187
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
است ، لذا مراقب وقتى هستند كه امام نزدشان مىرود . هرگز به خدا شرك نياوردند ، معصيّت نكردند ، از فلان و فلان بيزارى مىجويند « 1 » و غير اينها از حالات ، صفات و كردار آن جماعت كه در آن دو شهر ، بلكه شهرها هستند . صفات و اوضاع شهرهاى ايشان در اخبار مشروح شده است . در نجم ثاقب « 2 » بعد از نقل آنچه در كيفيّت اين دو شهر و ساكنين آنها ذكر شد ؛ فرموده : به حسب ظاهر شرع مطهّر و طريقهء اهل شريعت نمىتوان اين همه تفاصيل را بر عالم مثال يا بر منازل قلبى اهل حال حمل نمود ، چنانچه اهل ، تأويل مىكنند و وجود اين دو شهر در ارض يا قطعات منفصلهء از آن وضوح دارد ، چنانچه بعضى از محقّقين احتمال دادند در عصر سابق ، به مثابهاى بود كه روز عاشورا حضرت سيّد الشهدا عليه السّلام در ميان ميدان ، در كلمات شريف خود در مقام اتمام حجّت ، مىفرمايد : و اللّه ! ما بين جابلسا و جابلقا پسر پيغمبرى ، غير از من نيست ؛ چنانكه در خبرى ديدم و حال ، محلّ آن در نظرم نيست . فيروزآبادى در قاموس « 3 » مىگويد : جابلص به فتح با و لام يا سكون آن ، شهرى در مغرب است كه وراى آن آدمىزادى نيست و جابلق شهرى در مشرق است . در اخبار الدول است كه جابرسا شهرى در اقصا بلاد مشرق و اهل آن شهر از اولاد تمود است ، احدى به آن شهر و اهلش نمىرسد . شيخ حسن بن سليمان حلّى ، تلميذ شهيد اوّل در كتاب محتضر « 4 » ، خبر شريفى در كيفيّت اتّهام منافقى به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه ، گاهى شبها از مدينه بيرون مىرفت ، او شبى آن جناب را مراقبت مىكند ، حضرت ، او را به يكى از آن شهرها مىبرد كه مسافت آن تا مدينه يك سال بود . حضرت آن منافق را در آنجا
--> ( 1 ) . ر . ك : بصائر الدرجات ، ص 512 - 510 ؛ مدينة المعاجز ، ج 6 ، ص 27 ؛ بحار الانوار ، ج 27 ، ص 43 و ج 30 ، ص 195 و ج 54 ، ص 333 و 329 . ( 2 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، صص 625 - 624 . ( 3 ) . القاموس المحيط ، ج 2 ، ص 297 . ( 4 ) . المحتضر ، ص 65 به بعد .