الشيخ علي اكبر النهاوندي

155

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

[ جواب شبهه ] جواب اين شبهه از چند طريق است . طريق اوّل : بين نبى و وصىّ نبى ، فرق بيّن است ، چراكه نبى ، مبلّغ و مشرّع احكام است . ممكن است گفته شود لطف واجب دربارهء مكلّفين ، منوط به تبليغ و تشريع تكاليف است و بدون آن ، حجّت الهى بر خلق تمام نخواهد بود . لذا مادامى كه نبى ، شريعت را تبليغ ننموده باشد ، دفع و منع ظالمين از قتل نبى بر خدا لازم است به خلاف وصىّ نبى كه غرض از نصب او مجرّد حفظ تكاليف الهى است كه اگر عباد اللّه به او رجوع نمايند ، او حافظ ايشان شود . پس ، از بيان ، تبليغ نبى ، تماميّت حجّت بر ايشان و از جهت تشريع احكام ، حال وصىّ مانند نبى است ، امّا مانند همهء حالات او نيست ، بلكه فقط مثل حال بعد از تشريع و تبليغ احكام است كه اگر امّت بخواهند آن احكام را تضييع نمايند ، به سخنان او گوش ندهند ، در نافرمانى او طغيان ورزند و او را اذيّت نمايند ، از ضرب و شتم و قتل كه در اين صورت حفظ آن لازم نخواهد بود ؛ بالقهر و الغلبه من اللّه . نيز بعد از تبليغ نمودن احكام ، حال وصى شبيه حال نبى است كه در اين صورت ، حفظ او لازم نخواهد بود ؛ بالقهر و الغلبة و السّلطه من اللّه تعالى ، بلكه بسا باشد كه تحمّل مشّاق و ضرر بر نفس از ضرب و شتم و قتل ، موجب مضاعف شدن اجر و ثواب ، تقريب او به سوى خدا و نيل ايشان به سعادت شهادت گردد . از اين جهت بود كه كثيرى از انبيا به جهت ظلم ظالمين ؛ مانند ائمّهء هدى به درجهء رفيع شهادت فايز شدند . بنابراين فرق بين نبى و وصىّ نبى ، قبل از تبليغ و تشريع احكام ، نه بعد از تبليغ واضح شد . اگر فرض شود امر شريعت به قسمى از بين برداشته شود كه حال مردم در محو شدن آثار شريعت ، مانند حال ايشان قبل از تبليغ و قبل از بعثت نبى باشد كه عهد جاهليّت به تمامت عود نمايد ، مىگوييم : در اين صورت بر خدا لازم است ظلم ظالمين را از امام و خليفه دفع و منع نمايد ، وجود مبارك او را ظاهر سازد و اعوان و انصار او را تقويت