الشيخ علي اكبر النهاوندي

141

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

راوى پرسيد : وجه حكمت غيبت آن جناب چيست ؟ فرمود : وجه حكمت غيبت ايشان ، وجه حكمت غيبت‌هاى كسانى از حجّت‌هاى خداى تعالى است كه پيش از او بوده‌اند . به درستى كه وجه حكمت در اين ، جز بعد از ظهور آن حضرت منكشف نمىشود ؛ چنان‌چه وجه حكمت آن‌چه خضر براى موسى كرد از سوراخ كردن كشتى ، كشتن غلام و به پا داشتن ديوار منكشف نشد ، مگر بعد از جدايى ايشان . اى پسر فضل ! به درستى كه اين ، امرى از امر خداى تعالى ، سرّى از سرّ خداوند و غيبى از غيب او است . هرگاه دانستيم خداوند عزّ و جلّ حكيم است ؛ تصديق مىكنيم همهء افعال او از روى حكمت است ، هرچند وجه آن براى ما منكشف نباشد . با اين حال ، چون بعضى از روات از حكمت غيبت آن بزرگوار سؤال مىكردند ، چيزى براى آن‌ها مىفرمودند و جواب اقناعى بيان مىنمودند كه راوى ساكت مىشد . از خبر مذكور و جواب‌هاى اسكاتى ديگر كه براى بعضى از سائلين فرموده‌اند ، معلوم مىشود آن‌چه در اين خبر فرموده‌اند ، سرّ حقيقى و تمام وجه حكمت نبوده است ، فافهم . وجه چهارم : نظر به مفادّ اخبار كثيرى كه در جامع بحار و ساير كتب معتبرهء از اخيار است ؛ سرّ غيبت آن سرور و حكمت آن ، خوف ايشان از كشته شدن به دست اعادى دين مىباشد . شيخ طوسى - عليه الرّحمه - در غيبت « 1 » خود بر همين سبب ، اعتماد فرموده و آن را جواب اين شبهه قرار داده كه چرا او نيز مثل آباى طاهرينش در ميان خلق ظاهر نشد تا داعى به سوى نفس خود براى امامت باشد و انكار وجود شريف آن بزرگوار براى احدى ممكن نشود . لذا شيخ طوسى فرموده است : جز خوف از اعادى ، چيزى مانع از ظهور آن بزرگوار نيست . سپس فرموده : اگر بگويند : چرا خداوند مانع ظالمين از قتل آن سرور به غير طريق

--> ( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 90 به بعد .