ميرزا محمد تقي الأصفهاني ( مترجم : مهدى حائرى قزوينى )
86
مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى )
جان كلام اينكه : دعا به معنى لغوى بر دو گونه است : 1 - خواندن خداى تعالى به منظور درخواست از درگاه عزّت و جلال او . 2 - فراخواندن خلق خدا براى دعوت و هدايت آنان به سوى خداى - عزّ و جلّ - ، بنابراين دعا بر دو نوع مىباشد ، و چون راوى نوع اوّل را از امام عليه السّلام خواهش نمود و حال آنكه از شايستگان نوع دوم بود ، امام عليه السّلام او را بر اين نوع ترغيب كرد و براى او بيان داشت گونه دوم بهتر است ، كه فرمود : بهترين دعا همان است كه بر زبانت جارى شود . و اين وجه لطيفى است كه براى شخص انس گرفته با سخنان امامان عليهم السّلام و ممارستكننده در بيانات ايشان آشكار مىگردد . وجه دوم : اينكه مقصود از دعا همان معنى متداول معهود باشد كه از امامان عليهم السّلام رسيده ، و معنى آن جملهء حضرت چنين شود : بهتر است آنچه از دعاهاى وارد شده به ذهنت آمد ، همان را بر زبان جارى كنى ؛ زيرا كه اين امر به سبب حالتى قلبى صورت مىگيرد و زمامش به دست خداى - عزّ و جلّ - مىباشد . وجه سوم : اينكه منظور از دعايى كه بر زبان جارى شود ، آن دعايى باشد كه با خضوع و حضور قلب انجام گردد ، كه از دعاى بدون اين حال بهتر است ، هرچند كه از ايشان رسيده باشد . بنابراين هدف از آن جمله توجّه دادن به اين است كه مهم حضور قلب و توجّه كامل به درگاه خداى متعال مىباشد ، و مقصود اصلى از دعا همين است ، و چون جارى شدن دعايى بر زبان از آنچه در دل هست ، سرچشمه مىگيرد ، امام عليه السّلام مطلب را اينطور بيان و عنوان كرد . حاصل اينكه نسبت بين دعا و بين حضور قلب [ در اصطلاح علم منطق ] عموم من وجه است ، كه بسا با هم جمع شوند و گاهى از هم جدا هستند ، و مطلوب همان جمع شدن دعا با حضور قلب است ، خواه در دعاى روايت شده از معصومين باشد و خواه در دعايى كه از ايشان روايت نشده است . و اين دلالت ندارد بر اينكه دعاى روايت نشده بهتر است ، بلكه دلالت مىكند بر بهترين بودن دعاى توأم با خضوع و حضور قلب ، به هر لفظى كه باشد . « 1 » دهم : رعايت ترتيب در دعاهايى كه از معصومين عليهم السّلام نقل گرديده واجب است ، زيرا كه همچون - ساير عبادتها - توقيفى مىباشد ، [ و به چگونگى روايت شدن از ايشان بستگى دارد ] ،
--> ( 1 ) . وجه چهارم : اينكه چون زراره از ياران خاصّ امامان عليهم السّلام و آگاه و آشنا به رموز سخنان و احاديث ايشان بوده ، و بر زبان او جز آنچه مقتضاى مراد و مقصود آنان است جارى نمىگردد ، لذا امام عليه السّلام او را به اين ويژگى اختصاص و امتياز دادند . ( محمد الموسوى ) .