ميرزا محمد تقي الأصفهاني ( مترجم : مهدى حائرى قزوينى )
21
مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى )
سومين شرطى كه گفتيم ؛ يعنى قدرت و تمكّن از اجراى قرآن ، بيشتر به خود مردم مربوط مىشود . در شرايط برقرارى يك حكومت اشاره شد كه بايد قانون و مجرى - هردو - در جامعه پايگاه مردمى وسيعى داشته باشند . چنين مصلحى كه تمام اين شرايط در او جمع باشد ، را خداوند قرار داده است . او يازدهمين فرزند امير المؤمنين عليه السّلام و دوازدهمين جانشين برحقّ رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، حضرت حجّة بن الحسن العسكرى عليه السّلام مىباشد . اين مطلب در جاى خودش ثابت شده و در اين مقدّمه جاى بحث آن نيست . مىپرسيد : پس چرا اين مصلح نهضتش را آغاز نمىكند و براى برچيدن بساط ظلم و برهمزدن دستگاه باطل و نابود كردن ستمگران و سركشان و مستكبران قيام و اقدام نمىنمايد ؟ ! و چرا اين خورشيد جهان افروز از پشت ابر غيبت بيرون نمىآيد ؟ ! جواب اين است كه : زمينهء آن قيام جهانى و حكومت آسمانى در تمام عالم انسانى فراهم نيست . هنوز آمادگى لازم و شايستگى تمام عيار براى برقرارى آن حكومت در ميان مردم به وجود نيامده است . اين يكى از شرايط و اركان اساسى تربيت است كه بدون استعداد و قابليت و آمادگى ، تربيت ممكن نيست . پس بايد قدم اول را در ايجاد استعداد و زمينهء لازم برداشت . كه چون انسان به اين مرحله رسيد ، خود احساس نياز مىكند و خود به جستجو و طلب مىپردازد . و وقتى به مقصود و مرادش رسيد ، قدر آن را مىداند . پس همانطوركه در زمين شورهزار گياه نمىرويد و از آهن بد نمىتوان شمشير نيك ساخت ، همچنين در جامعهاى كه زمينهء صلاح و سامان يافتن نداشته باشد ، نمىتوان برنامهء اصلاحى پياده كرد كه گفتهاند : ملّتى كه در انتظار مصلح به سر مىبرد ، خود بايد صالح باشد . شمشير نيك ز آهن بد چون كند كس * ناكس به تربيت نشود اى حكيم كس باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست * در باغ لاله رويد و در شورهزار خس البته مراتب استعداد و آمادگى نيز فرق مىكند ، مثلا : استعداد ذاتى و آمادگى فطرى براى پذيرش عدالت در تمام افراد بشر هست ، ولى اين مرتبه - با اينكه ريشه و اساس اوّليه استعداد است - براى يك حركت اصلاحى تمام عيار و فراگير كافى نيست ، با توجه به اينكه اميال و شهوات ، روى اين مرتبه از استعداد بسيارى از افراد پردههاى ضخيمى مىافكند و مانع از اين مىشود كه حق و عدالت را بپذيرند . پس مرتبه مناسبى از استعداد لازم است كه توأم با معرفت و شناخت آن مصلح و شوروشوق و بلكه سوزوگداز براى او باشد . هرشخص كه كاملا در زندگى خود و جهان خلأ را درك كند و ضرورت حياتى پركردن آنجاى خالى را