ميرزا محمد تقي الأصفهاني ( مترجم : مهدى حائرى قزوينى )
109
مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى )
و در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه فرمود : وقتى حسين عليه السّلام كشته شد ، آسمانها و زمين و آنچه در آنها است ناله كردند و گفتند : پروردگارا ! به ما اجازه بده كه خلايق را نابود سازيم و بار ديگر زمين تجديد گردد كه حرمت تو را حلال دانسته و برگزيدهات را به قتل رسانيدهاند . پس خداوند به آنها وحى فرمود كه : اى فرشتگان ؛ و اى آسمانهاى من ؛ و اى زمين من ! آرام گيريد . سپس يكى از حجابها را برداشت ، به ناگاه پشت آن محمد صلّى اللّه عليه و إله و دوازده وصىّ او مشاهده شدند و دست فلانى ، قائم از آنها را گرفت و فرمود : اى فرشتگانم ؛ و اى آسمانهايم ؛ و اى زمين من ! با اين يارى خواهم جست . سه مرتبه اين خطاب را فرمود . « 1 » و در غاية المرام محدث جليل سيد هاشم بحرانى از طريق عامّه در حديث معراج چنين آمده : خداوند تعالى فرمود : اى محمد ! آيا دوست دارى آنان را ببينى ؟ گفتم : آرى ، پروردگارا . خداوند فرمود : به سمت راست عرش روى گردان . چون روى به آن سوى كردم به ناگاه ديدم على و فاطمه و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و مهدى عليهم السّلام غرق در نور ايستاده ، نماز مىخوانند ، و او - يعنى مهدى عليه السّلام - در ميان آنها همچون ستارهء درخشانى بود . خداوند فرمود : اينان حجّتها هستند و او ثائر از عترت تو است ، به عزّتم سوگند او حجّت ثابت براى دوستانم و انتقامگيرنده از دشمنانم است . « 2 » و در بحار در وصف اصحاب حضرت قائم عليه السّلام از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه فرمود : گويا كه دلهايشان بسان قطعهاى از آهن است كه هيچگونه شكى دربارهء خداوند در آن راه ندارد ، از سنگ سختتر ، كه اگر بر كوهها حمله برند ، آنها را از جاى بركنند ، با پرچمهاى خويش به هيچ شهرى روى نياورند مگر اينكه آن را خراب كنند ، گويى كه بر اسبهايشان عقابها نشستهاند ، به زين اسب امام عليه السّلام دست مىكشند و تبرك مىجويند ، و پيرامون حضرتش حلقه مىزنند . در جنگها با جانبازى ، آن بزرگوار را يارى مىكنند و آنچه مىخواهد انجام مىدهند . در ميان آنان مردانى هستند كه شبها خواب ندارند . در نمازشان زمزمهاى دارند همچون زمزمهء زنبور عسل . شب را با عبادت به صبح مىرسانند و صبحگاهان بر اسبهايشان آمادهاند ، شبها پارسا و روزها شيرند . آنان از آن حضرت فرمانبردارند ، مانند كنيز نسبت به ارباب خود . همچون چراغها روشنند و دلهايشان نورانى است و از خشيت الهى لرزان . از
--> ( 1 ) . كافى : 1 / 534 . ( 2 ) . غاية المرام : 194 .