ميرزا حسين النوري الطبرسي
81
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
متولّد شد خلف مهدى - صلوات اللّه و سلامه عليه - نورى ساطع شد از بالاى سر آن جناب تا به اطراف آسمان ، آنگاه به رو در افتاد به جهت سجده براى پروردگار خود ، آنگاه سر بلند نمود و فرمود : شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ « 1 » نيز از حسن بن منذر روايت كرده كه گفت : روزى حمزة بن ابو الفتح ، به نزد من آمد و گفت به من : بشارت باد تو را كه ديشب متولّد شد در دار ، - يعنى خانهء امامت ، كه در آن زمان چنين تعبير مىكردند - مولودى از براى ابى محمّد عليه السّلام و امر فرمود به كتمان او و اين كه سى صد گوسفند برايش عقيقه كنند . نيز در آن كتاب « 2 » و غير آن « 3 » مروى است : « چون حضرت متولّد شد ، امام حسن عليه السّلام فرستاد نزد ابى عمر كه وكيل آن جناب بود كه ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت بخرد و حسبة للّه متفرّق كند در ميان بنى هاشم . » نيز روايت نمودند چون آن جناب متولّد شد و نشو نمود ، فرمان رسيد كه هر روز با گوشت ، قلم گوسفند كه مخ « 4 » دارد ، بخرند و اهل خانه گفتند : اين براى مولاى صغير ما است . « 5 » نيز از طريف خادم روايت كردند كه گفت : داخل شدم بر صاحب الزمان عليه السّلام ، پس به من فرمود : « براى من صندل سرخ بياور ! » آوردم برايش ؛ پس فرمود : مرا مىشناسى ؟ گفتم : آرى . فرمود : « كيستم ؟ » گفتم : تو آقاى منى و پسر آقاى منى .
--> ( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 18 و 19 . ( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 431 . ( 3 ) . روضة الواعظين ، فتال نيشابورى ، ص 260 . ( 4 ) . مخ : مغز ( 5 ) . وسائل الشيعة ، ج 25 ، ص 31 ؛ الهداية الكبرى ، ص 358 .