ميرزا حسين النوري الطبرسي
79
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
كلام علّامهء طباطبايى در اين كه حكيمه دو نفرند علّامهء طباطبايى ، بحر العلوم ، در رجال « 1 » خود فرموده : حكيمه ، دختر امام ابى جعفر ثانى عليه السّلام است به نام عمّهء پدرش ، حكيمه دختر ابى الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام و اوست كه حاضر شد در ولادت قائم حجّت - صلوات اللّه عليه - چنان كه حاضر شد عمّهاش حكيمه ، ولادت ابى جعفر محمّد بن على جواد عليهما السّلام را و حكيمه با كاف است در هر دو موضع و امّا حليمه با لام « 2 » پس از تصحيف عوام است . سروى - يعنى ابن شهر آشوب - در مناقب خود گفته : حكيمه دختر ابى الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام گفت : چون رسيد وقت ولادت خيزران ، مادر ابى جعفر ، حضرت رضا عليه السّلام مرا طلبيد و فرمود : « اى حكيمه ! حاضر شو در ولادت او و داخل شو تو و او و قابله در اطاقى » و براى ما چراغى گذاشت و در را بست بر روى ما . چون او را درد زادن گرفت ، چراغ خاموش شد و در پيش روى او طشتى بود ، پس از براى خاموش شدن چراغ غمگين شدم . در اين حال بوديم كه ظاهر شد حضرت جواد عليه السّلام در طشت و ديدم بر او چيز نازكى است شبيه جامه كه نور آن مىدرخشد ، تا آن كه خانه را روشن كرد . آن جناب را ديدم ، پس او را گرفتم و در بغل خود گذاشتم و آن پرده را از او گرفتم . سپس حضرت رضا عليه السّلام تشريف آوردند و در را باز كردند و ما از امر او فارغ شده بوديم . او را گرفت و در گهواره گذاشت و فرمود : « اى حكيمه ! ملازم گهوارهء او باش ! » حكيمه گفت : چون روز سوم شد ، چشمان خود را به جانب آسمان كرد و آنگاه فرمود : « اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » من از جاى خود هراسان و ترسان برخاستم و به نزد حضرت رضا عليه السّلام آمدم و گفتم به آن جناب كه از اين كودك چيز عجيبى شنيدم ؛ فرمود : « چه بود آن ؟ »
--> ( 1 ) . فوائد الرجاليه ، ج 2 ، ص 358 . ( 2 ) . مناقب آل ابى طالب عليه السّلام ، ج 3 ، ص 499 .