ميرزا حسين النوري الطبرسي

423

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

درآمدى به واسط . » گفت : مرا از اين ، غم شديدى پيدا شد و گفتم : مثل منى را براى چنين امرى مىفرستند و حمل مىكند اين چيز اندك را ؛ پس رفتم به واسط و از كشتى در آمدم . اول كسى را كه ملاقات كردم ، سؤال كردم از او از حال حسن بن قطاة صيدلانى ، وكيل وقت به واسط . گفت : « من همانم ! تو كيستى ؟ » گفتم : « ابو جعفر عمرى تو را سلام مىرساند و اين دو جامه و اين كيسه را داده كه تسليم كنم به تو . » گفت : « الحمد للّه ! پس ، به درستى كه محمّد بن عبد اللّه حايرى وفات كرد و من بيرون آمدم به جهت اصلاح كفن او . » جامه را گشود ، ديد كه در آن است آن چه را به او احتياج دارد از حبر و كافور ، و در آن كيسه ، كرايهء حمّال‌هاست و اجرت حفّار . گفت : پس تشييع كرديم جنازهء او را و برگشتم . حديث بيستم نيز روايت كرده از محمّد بن شاذان بن نعيم ، گفت : مالى به هديه فرستادم و شرح نكردم كه از جانب كيست . جواب آمد : « رسيد چنين و چنين از مال فلان بن فلان و از مال فلان ، فلان قدر . » « 1 » حديث بيست و يكم نيز روايت كرده از ابو العباس كوفى كه گفت : مردى مالى حمل كرد كه آن را برساند و دوست داشت كه واقف شود بر دلالتى ، يعنى بر معجزه‌اى . پس توقيع بيرون آمد : « اگر طلب كنى رشد را ، ارشاد خواهى يافت و اگر جستجو كنى ، مىيابى . مىگويد مولاى تو كه حمل

--> ( 1 ) . الثاقب فى المناقب ، ص 599 .