ميرزا حسين النوري الطبرسي
419
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
گفت : « تو على بن حسين يمانى ! رسول جعفر بن ابراهيم بن حاطه به سوى من . » مرا برد تا آن كه منزل داد مرا در خانهء حسين بن احمد بن ساره . پس ندانستم كه چه بگويم ، تا آن كه آورد براى من جميع آن چه را محتاج بودم . سه روز نشستم . آنگاه اذن زيارت خواستم از داخل ، يعنى زيارت عسكريين عليهما السّلام از داخل خانه . چون از بيرون از شباك زيارت مىكردند . پس رخصت دادند . پس در شب ، زيارت كردم و مكتوبى از احمد بن اسحاق رسيد در آن سالى كه او در حلوان وفات كرد در دو حاجت . يكى از آن دو ، بر آورده شد و در حاجت دوم به او گفتند : « چون به قم رسيدى ، مىنويسيم به سوى تو آن چه را كه خواستى » و حاجت اين بود كه استعفا كرده بود از عمل ، زيرا كه پير شده ، نمىتواند از عهدهء عمل بر آيد . پس در حلوان وفات كرد « 1 » و شيخ ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى در دلايل « 2 » خود گفته : احمد بن اسحاق اشعرى ، شيخ صدوق ، وكيل ابو محمّد عليه السّلام بود . چون ابو محمّد عليه السّلام به كرامت خداى تعالى رسيد ، مقيم بود بر وكالت خود از جانب مولاى ما ، صاحب الزمان عليه السّلام و مىرسيد به او توقيعات آن جناب و حمل مىشد به سوى او اموال ، از جميع نواحى كه در آنجا بود مال مولاى ما . پس آنها را تسليم مىگرفت تا آن كه رخصت خواست كه به قم برود . پس اذن رسيد كه برود و ذكر فرمود كه او به قم نمىرسد و اين كه او مريض مىشود و وفات مىكند در راه . پس مريض شد در حلوان و مرد و در آنجا دفن شد و اقامه فرمود مولاى ما بعد از فوت احمد بن اسحاق اشعرى مدّتى در سرّ من رأى ، آنگاه غايب شد . مؤلّف گويد : احمد بن اسحاق از بزرگان اصحاب ائمّه عليهم السّلام و صاحب مراتب عاليه در نزد ايشان و از وكلاى معروفين بود و كيفيّت وفات او به نحو ديگر نيز ذكر شده كه در حيات عسكرى عليه السّلام بود و حضرت ، كافور ، خادم خود را با كفن براى او فرستاد در حلوان و غسل و كفن او به دست كافور يا مانند او شد ، بىاطّلاع كسانى كه با او بودند . چنان چه در خبر طولانى سعد بن عبد اللّه قمى است كه با او بود در آن سفر وفات و لكن
--> ( 1 ) . الهداية الكبرى ، ص 372 . ( 2 ) . دلائل الامامة ، ص 503 .