ميرزا حسين النوري الطبرسي

399

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

آن حضرت به وجود نيايد يا اگر به وجود آمده باشد ، كشته شود تا ملك و پادشاهى از دست ايشان به در نرود . پس ، ابا نمود خداوند متعال كه كشف امر آن حضرت نمايد از براى يكى از ظالمان ، الّا آن كه تمام مىگرداند نور خود را و اگر چه خوش نمىدارند مشركان . » « 1 » بيست و نهم : نيز روايت كرده از فضالة بن ايّوب از عبد اللّه بن سنان كه گفت : پدرم سؤال كرد از حضرت ابى عبد اللّه ، جعفر صادق عليه السّلام از سلطان عادل . آن حضرت فرمود : « او آن كسى است كه خداى تعالى فرض گردانيده است اطاعت و فرمانبردارى او را بعد از انبيا و مرسلين ، بر جميع آدميان و جنّيان و او سلطانى است بعد از سلطانى تا آن كه منتهى شود به سلطان دوازدهم . » مردى از اصحاب گفت : وصف كن از براى ما كه ايشان كيستند ، اى فرزند رسول خدا ! ؟ آن سرور فرمود : « ايشان آن كسانند كه خداى دربارهء ايشان فرموده است : أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ و آن كسانىاند كه خاتم ايشان ، آن كسى است كه عيسى عليه السّلام در زمان دولت او فرود خواهد آمد از آسمان و نماز خواهد گزارد در خلف او و اوست آن كسى كه خواهد كشت دجّال را و مفتوح خواهد ساخت خداى تعالى به دست او مشارق و مغارب زمين را و طول خواهد كشيد پادشاهى و سلطنت او تا به روز قيامت . » « 2 » مناسب است كه ذكر شود در اينجا حديثى كه شيخ مذكور روايت كرده از محمّد بن ابى عمير و صفوان بن يحيى ، هر دو از جميل بن درّاج از حضرت صادق عليه السّلام از پدران خود از امير المؤمنين عليه السّلام كه آن حضرت فرمود : « اسلام و سلطان عادل دو برادر توأم‌اند ، شايسته نيست يكى از آن دو مگر با رفيق و صاحبش . اسلام ، اساس است و سلطان عادل ، پاسبان و نگاه دارندهء آن اساس ، آن چه آن را اساس نيست ، منهدم است و آن چه آن را پاسبان نيست ، نابود و ناچيز است . از اين جهت چون رحلت خواهد كرد قائم ما ، باقى نخواهد ماند اثرى از اسلام و چون

--> ( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى [ گزيده ] ، ص 179 ، حديث سى و چهارم . ( 2 ) . همان ، ص 292 ، حديث سى و نهم .