ميرزا حسين النوري الطبرسي
386
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
شويد به فرقدين و چون فرقدين نباشد ، متمسّك شويد به ستارههاى روشن ؛ گمان بردم كه در اين آشكار گفتن ، رمزى و اشارهاى باشد . » آن حضرت فرمود : « نيكو يافتهاى ، اى سلمان ! » آنگاه گفتم : « روشن گردان از براى من ، اى رسول خدا ! و بيان فرما كه چيست آفتاب و ماه و فرقدان و ستارههاى روشن ؟ » آن حضرت فرمود : « منم آفتاب و على است ماه و چون مرا نيابيد ، متمسّك شويد به على بعد از من ، امّا فرقدان حسن و حسيناند ؛ هرگاه ماه را نيابيد ، متمسّك به ايشان شويد و امّا ستارههاى روشن ، ايشان نه امامند از صلب حسين و نهم ايشان ، مهدى ايشان است . » بعد از آن ، حضرت فرمود : « ايشانند اوصيا و خلفاى بعد از من ، ائمّهء ابرارند به شمارهء اسباط يعقوب و حوّاريّين عيسى . » گفتم : « نام ايشان را از براى من بيان فرما ! اى رسول خدا ! » فرمود : « اول ايشان و سيّد ايشان على بن ابى طالب است و بعد از او دو سبط من ، حسن و حسين و بعد از او على بن الحسين ، زين العابدين و بعد از او محمّد بن على ، باقر علوم نبيّين و بعد از او صادق ، جعفر بن محمّد و بعد از او كاظم ، موسى بن جعفر و بعد از او رضا ، على بن موسى ، آن كه كشته خواهد شد در زمين غربت ؛ بعد از او فرزند او ، محمّد و بعد از او فرزند او ، على و بعد از او فرزند او ، حسن و بعد از او فرزند او ، حجّت قائم كه منتظر است در غايب بودنش و مطاع است در ظهورش . پس ، به درستى كه ايشانند عترت من ، از گوشت و خون من . علم ايشان علم من است و حكم ايشان حكم من است . هر كس برنجاند مرا دربارهء ايشان ، نرساند خداى تعالى به او شفاعت مرا . » « 1 » شانزدهم : نيز روايت كرده از عثمان بن عيسى از ابى حمزهء ثمالى از اسلم از ابى الطفيل از عمّار بن ياسر كه گفت : چون وقت وفات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد ، امير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد و در سرّ ، با آن حضرت سخن بسيار گفت . چنان كه آن راز گفتن به طول كشيد ؛ بعد از آن آواز
--> ( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى [ گزيده ] ، صص 81 - 82 ، حديث سيزدهم .