ميرزا حسين النوري الطبرسي

380

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

شبيه نيست . آيا نه چنين است كه خدا يكى است و انسان نيز يكى است و يگانگى و وحدانيّت خدا مانند شده است وحدانيّت و يگانگى انسان را . آن حضرت فرمود : « خداوند واحد است ، واحد المعنى ؛ يعنى هميشه واحد و يگانه بود و چيزى با او نبوده و بىحدّ و بىاعراض است و هميشه همچنين بوده و همچنين خواهد بود و انسان ، واحد ثنوى است يعنى غير واحد حقيقى است ، جسم است و عرض است و روح است و جز اين نيست كه تشبيه در معانى است نه در غير معانى است ، يعنى هيچ كس در معنى وحدانيّت با او شركت ندارد . » نعثل گفت : راست گفتى يا محمّد ! پس خبر ده مرا كه وصىّ تو كيست ؟ زيرا كه هيچ پيغمبر نبوده ، الّا آن كه او را وصيّى بوده و پيغمبر ما موسى ، وصيّت كرد به يوشع بن نون . آن حضرت فرمود : « بلى ! خبر دهم تو را به درستى كه وصى و خليفهء من بعد از من ، على بن ابى طالب عليه السّلام است و بعد از او دو سبط من ، حسن و حسين عليهما السّلام و به وصايت از پى حسين عليه السّلام در مىآيند نه تن از صلب حسين كه ائمّهء عليهم السّلام ابرار و امامان نيكوكارند . » نعثل گفت : « نام كن ايشان را . - يعنى به نام ، ايشان را ذكر كن از براى من - يا محمّد ! » حضرت فرمود : « بلى ! چون حسين درگذرد پسر او على ، وصى و خليفه باشد و چون مدّت خلافت و وصايت على به نهايت رسد ، پسر او محمّد و چون مدّت وصايت محمّد تمام شود ، پسر او جعفر و چون مدّت وصايت جعفر گذرد ، پسر او موسى و بعد از او ، پسر او على و بعد از او ، پسر او محمّد و بعد از او ، پسر او على و بعد از او ، پسر او حسن و بعد از او ، پسر او ، حجّة بن الحسن ؛ ايشان دوازده امامند به شمارهء نقباى بنى اسرائيل . » نعثل گفت : پس جاى ايشان در بهشت كجاست ؟ فرمود : « با منند در درجهء من . » گفت : شهادت مىدهم كه نيست الهى ، الّا حضرت اللّه تعالى و شهادت مىدهم كه تو رسول و فرستادهء خدايى و شهادت مىدهم كه ايشانند اوصياى بعد از تو و به تحقيق كه يافته‌ام اين معنى را در كتب متقدّمه . پس خبر ده مرا اى رسول خدا ! از وصىّ دوازدهم از جملهء اوصياى تو .