ميرزا حسين النوري الطبرسي

358

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

گفتم : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ! به تحقيق كه حاضر بودم كه بيرون رفت قس از مجلسى از مجالس اياد به سوى صحرايى كه درختان خاردار داشت و درختان سمره و سدر و او شمشيرى حمايل كرده بود ؛ پس ايستاد در شبى نورانى چون آفتاب و بلند نمود به سوى آسمان روى و انگشتان خود را . پس نزديك رفتم و شنيدم او را كه مىگفت چيزى كه حاصل ترجمه‌اش چنين است : بار خدايا ! اى پروردگار هفت آسمان رفيع و هفت زمين فراخ و به محمّد و سه محمّد كه با اوست و چهار على و دو سبط بزرگوار « 1 » و نهر درخشان - يعنى جعفر عليه السّلام « 2 » - و هم نام كليم ؛ اينانند نقباى شفعا و راه‌هاى روشن و ورثهء انجيل و حفظهء تنزيل ، بر عدد نقبا از بنى اسرائيل ؛ محو كنندگان گمراهىها و نابود كنندگان باطل‌ها ، راست‌گويان كه بر ايشان بر خواهد خاست قيامت و به ايشان مىرسد شفاعت و براى ايشان است از جانب خداوند ، فرض طاعت . آنگاه گفت : بار خدايا ! كاشكى من درك مىكردم ايشان را ، هر چند پس از سختى عمر و زندگانى من باشد . آنگاه ابياتى خواند و به شدّت گريست و ناله كرد ، باز ابياتى خواند . آنگاه جارود از آن جناب سؤال از آن اسامى كرد . پس حضرت حكايت كرد شب معراج و ديدن اشباح نورانيّهء ائمّه عليهم السّلام را و ذكر كردن خداوند ، اسامى يك يك را تا حضرت مهدى عليه السّلام چنان چه گذشت در باب القاب ، در لقب منتقم . جارود عرض كرد : ايشان مذكورند در تورات و انجيل و زبور . « 3 » و اين خبر طولانى و با كلمات فصيحه و اشعار مليحه است ، به جهت خوف تطويل ، مختصر كردم .

--> ( 1 ) . و به روايت كراجكى ؛ بعد از دو سبط : و حسن صاحب رفعت . منه . [ مرحوم مؤلف ] ( 2 ) . چون يكى از معانى جعفر نهر است . منه . [ مرحوم مؤلف ] ( 3 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمّة الاثنى عشر ، ص 38 - 31 و نيز ر . ك : كنز الفوائد ، ص 256 به بعد .