ميرزا حسين النوري الطبرسي

345

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

روايت ابن عتاب ، اعلى بود اگر مرا حديث مىكرد به آن . « 1 » مؤلّف گويد : تأمّل شود كه چه مقدار اهتمام و دقّت داشتند در نقل اخبار ، خصوص در مقامى كه طرف اهل سنّت باشند كه با ديدن خبر وكيع ، چون اذن نداشت ، نقل نكرد و اين قسم نقل خبر ، در آن عصر اسباب ضعف و بىاعتبارى بود و آن را و جاده مىگويند و نيز تأسّف مىخورد كه سند وكيع از دست او رفت كه اعلى بود ، يعنى واسطهء آن كمتر بود و قوّت خبر از اين جهت ، بيشتر است . وكيع مذكور كه اين خبر شريف ، در كتاب او با سند موجود است از معروفين علماست . او وكيع بن جراح بن مليح بن عدى تا آخر نسب كه به عامر بن صعصعهء رواسى مىرسد . در عبقات الانوار فرموده از كتاب ثقات محمّد بن حيان بستى كه او حافظ متقن بود . فياض بن زهير مىگفت : نديدم هرگز در دست وكيع كتابى ؛ مىخواند كتاب خود را از حفظ ، و در سنهء صد و نود و هفت وفات كرد . « 2 » از نووى در تهذيب الاسماء كه بعد از ذكر مشايخ او مانند اعمش و دو سفيان و اوزاعى و امثال آنها و روات از او مانند ابن حنبل و ابن راهويه و حميدى و ابن مبارك و ابن معين و ابن مداينى و نظاير ايشان از اعيان محدّثين گفته : و اجماع كردند بر جلالت و وفور علم و حفظ و اتقان و ورع و صلاح و عبادت و توثيق و اعتماد او . احمد حنبل گفت : « نديدم داراتر مر علوم و احفظ از وكيع را . » و ابن عمار گفت : « در كوفه در زمان وكيع نبود كسى كه افقه و اعلم به حديث از او باشد » و غير اينها از مناقب و مدايح كه اهل رجال در حق او ثبت نمودند . [ روايت امام حسين عليه السّلام در بيان آخرين امام ] ششم : ابو عبد اللّه احمد بن عياش در مقتضب « 3 » به اسناد خود از وكيع بن جراح مذكور از

--> ( 1 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمّة الاثنى عشر ، صص 24 - 25 . ( 2 ) . خلاصة عبقات الانوار ، ج 7 ، ص 36 . ( 3 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمّة الاثنى عشر ، ص 23 .