ميرزا حسين النوري الطبرسي

333

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

گردى از قذارت اخلاق ذميمه ، بر آينهء قلبش نشيند و حقيقت اشيا را به او نمايد و قبايح بواطن معاصى را بداند و ببيند ، بالطبع از او متنفر و گريزان باشد و روح القدس را بر او موكّل كند كه او را مؤيّد و مسدّد دارد و از او جدا نشود و او غفلت و سهو و نسيان ندارد و دلش را چون بيت المعمور و عرش ، محلّ تردّد ملايكه و مطاف ايشان قرار دهد كه پيوسته معراج ايشان باشد و اصنافى از ابواب علوم به او عطا فرمايد . غرض از گردش افلاك و ايجاد خلايق از سمك تا سماك ، او باشد . همه به سبب او و براى او حركت كنند و زندگى نمايند و از طفيل وجود او بخورند و بياشامند . پرستش و بندگى كه خداى خواسته به نحوى كه خواسته ، آن است كه او كند . تسبيح و تمجيد و تهليل و تكبير و نماز و روزه و حجّ ، آن است كه او كند و به جاى آرد . پس از لطف‌ها و احسان‌ها و نعمت‌هاى غير متناهيه كه به او كرده و به تمام كمال كه ممكن تواند به او رسد ، او را آراسته و زينت داده ، به ارشاد و هدايت خلقش امر فرمايد ، به نحوى كه از اختيار و ميل خود بيرون نرود و قابل استحقاق ثواب و مكرمت شوند . آن جناب نيز با نبودن مفسده در اظهار ، دعوت كند ؛ اگر شنيدند به خود احسانى كردند و گرنه « بر دامن كبرياش ، ننشيند گرد » يا ساكت يا غايب شود . تمام مراتب هدايت و ارشاد خلق كه يكى از مناصب اوست ، بالنسبه به ساير مقامات آن جناب ، قطره‌اى است نسبت به دريا كه اگر ميسّر نشد ، نقصى در او پديد نيايد و از مقاماتش چيزى نكاهد مگر خداى خواهد كه به مضمون : وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ « 1 » هر چه داده سلب فرمايد . پس اگر عالم عابد زاهد متبحّر زاهدى به جهت حبس شدن در مطموره از مقام خود بيفتد و علم و عمل و زهد از او برود و نشود او را عالم زاهد گفت ، امام نيز با غيبت از خلق ، از امامت بيفتد با آن كه تفاوت اين دو بيشتر است از ثرى تا ثريّا . ثانيا : گويند كه همهء اقسام خير و نعمت و بركت از آن جناب به تمام خلايق رسد و

--> ( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 86 .