ميرزا حسين النوري الطبرسي

321

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

شيخ عبد الوهّاب شعرانى در مبحث چهل و پنجم از يواقيت « 1 » از ابو الحسن شاذلى نقل كرده كه از براى قطب ، پانزده علامت است : اين كه او را مدد دهند به مدد عصمت و رحمت و خلافت و نيابت و مدد حملهء عرش و كشف شود براى او حقيقت ذات يعنى ذات جلّ علا و احاطه به صفات . الخ . و حسب اصول و قواعد ايشان ممكن نباشد كه حقيقت ذات منكشف شود و چيزى از ممكن در پردهء خفا بماند . ميبدى از جندى در شرح فصوص نقل كرده كه شيخ صدر الدين از ابن عربى نقل كرد : « چون رسيدم به درياى روم از بلاد اندلس ، با خود مقرّر داشتم كه آن زمان به كشتى نشينم كه تفاصيل احوال ظاهره و باطنهء من تا آخر عمر بر من مكشوف شود . بعد از توجّه تام و مراقبهء كامله ، همه ظاهر شد . حتّى صحبت پدر تو ، اسحاق بن محمّد و جميع احوال تو و اتباع تو از ولادت تا موت و احوال شما در برزخ و منشأ ، اين اطّلاع است بر عين ثابته كه معدن علم الهى است . انتهى . با تمكّن اطّلاع بر معدن مذكور فرقى نباشد در گذشته و آينده و كم و زياد و علوم ظاهره و باطنه . امّا آن چه گفته كه ايشان معترفند كه احدى او را هرگز نديد ، آن هم افترا و دروغ است كه شرم ندارند از ارتكاب آن ، به آن جلالت و شأن كه براى خود قرار دادند . امّا در غيبت صغرى كه قريب هفتاد سال بود ، خلق كثيرى خدمت آن جناب رسيدند كه اسامى ايشان در غالب كتب غيبت اماميّه ثبت است كه بعضى از آنها در ايّام ولادت و بعضى در غيبت صغرى و قريب به آن نوشته شده و تا كنون موجود است و ظاهرا ذهبى هيچ كدام از آن را نديده ، بلكه گذشت كه بلا ذرى حافظ معتبر ايشان از آن جناب روايت كرده در حديث مسلسلى كه تمام سلسلهء آن از معاريف كه هر يك موصوف بودند به وصفى منفرد در عصر خود ، مانند سيوطى و جزرى و نظاير ايشان و خواهد آمد كه در غيبت كبرى نيز جماعتى شرفياب شدند ، حتّى از

--> ( 1 ) . اليواقيت و الجواهر فى بيان عقائد الاكابر ، ص 446 .