ميرزا حسين النوري الطبرسي

285

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

عرفان و گفته : « هو الشيخ الامام المحقّق رأس اجلّاء العارفين و المقرّبين صاحب الاشارات الملكوتيّة و النّفحات القدسيّة و الانفاس الروحانيّة و الفتح المونق و الكشف المشرق و البصائر الخارقة و الحقائق الزاهرة له المحل الارفع من مقام القرب في منازل الانس و الورد العذب من مناهل الوصل و الطول الاعلى من مدارج الدنو و القدم الراسخ في التمكين من احوال النهاية و الباع الطويل في التصرّف في احكام الولاية و هو احد اركان هذه الطائفة . » صفدى در وافى الوفيات « 1 » گفته : معقول و منقول ممثّل بود ، ميان دو چشم او ، در صورت محصوره كه هر زمانى كه مىخواست مشاهده مىكرد آن را و نيز ذكر كرده كه من عقيدهء او را ديدم ، موافق بود با عقيدهء شيخ ابو الحسن اشعرى ، نبود در آن چيزى كه مخالف رأى او باشد . ميبدى در شرح ديوان « 2 » از شرح فصوص جندى نقل كرده كه او در اول محرم در اشبيليه از بلاد اندلس به خلوت نشست . نه ماه طعام نخورد و در اول عيد مأمور شد به بيرون آمدن و مبشّر شد به اين كه خاتم ولايت محمّديّه است و گفته كه از دلايل ختميّت او ، آن بود كه در ميان دو كتف او در آن موضع كه براى پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم علامتى بود ، مانند آن علامت داشت و لكن در گودى عضو نه مثل آن كه در برآمدگى بود ، اشاره به اين كه علامت ختميّت نبوّت ، ظاهر و فعلى است و ختميّت ولايت ، باطنى و انفعالى است . و غير اين‌ها از كلمات و عبارات كه چون عناد و عصبيّت او با طايفهء ما بيشتر بود ، مدح او را در ميان آن طايفه بيشتر از ديگران كردند و او در كتاب سامره تصريح كرده كه رافضيان به صورت خوك‌اند و عمر را معصوم مىداند . بلكه در فتوحات گفته : « اكثر آن چه ظاهر شد از ضلالت ، به حسب اصل صحيح در شيعه است ، لا سيّما در اماميّه از ايشان ؛ پس داخل كرده در ايشان شياطين ، حبّ اهل بيت را و استفراغ محبّت در ايشان و اعتقاد كرده‌اند كه اين از بهترين قربات است به سوى خداى تعالى و رسول او و چنين است آن

--> ( 1 ) . الوافى بالوفيات ، ج 4 ، ص 174 . ( 2 ) . شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام ، ص 142 .