ميرزا حسين النوري الطبرسي
245
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
در بشارة المصطفى « 1 » از عماد الدين طبرى و تحف العقول « 2 » و بعض نسخ نهج البلاغة مروى است از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود به كميل : « اى كميل ! هيچ علمى نيست ، مگر آن كه من مفتوح مىنمايم آن را و هيچ سرّى نيست ، مگر آن كه قائم عليه السّلام ختم مىكند آن را . » در نسخهاى است كه : « هيچ سرّى و به روايتى هيچ چيز نيست ، مگر آن كه جناب قائم عليه السّلام آن را ختم نمايد » چه دانستى كه همهء انبيا و اوصيا كه براى عمارت قلوب و تحليهء آنها به نور ايمان و تزكيهء آنها از قذارات و دنايس عقايد و اخلاق مبعوث شدند ، به جهت موانع بسيار ، متمكّن نشدند از اظهار تمام اسباب و انكار و بيان رموز و اسرار و پيوسته خلق را وعده و بشارت و ارجاع و حوالت فرمودند به آن جناب و عهد سلطنت و رياست او كه پس از آن دولتى نباشد . پس نبايد چيزى بماند كه آن جناب نفرمايد و به خلق نرساند و ايشان را به سوى خداوند نكشاند . چنان چه خداى تعالى به همين نحو در آيهء وعدهء استخلاف ، بيان فرمود : « ديگر خوفى براى خليفه و انصارش از احدى نباشد كه سبب شود پوشاندن [ حقّى ] را . » شيخ جليل على بن محمّد بن على خزاز ، در كفاية الاثر « 3 » روايت كرده از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود به على عليه السّلام : « يا على ! تو از منى و من از تو ، برادر و وزير منى . چون بميرم ، ظاهر شود كينهها در دلهاى قومى و زود است كه پس از من ، فتنهاى شود سخت و دشوار كه بيفتد در آن هر بيگانه و نزديك و اين در وقت مفقود شدن از شيعه است ، پنجم از هفتم از فرزندان تو ، كه محزون مىشوند از براى فقدان او ، اهل آسمان و زمين . پس چه بسيار مؤمن و مؤمنه متأسّف متلهّف حيرانى است زمان فقد او . » آنگاه سر مبارك را اندكى به زير انداخت . آنگاه بالا كرد و فرمود : « پدر و مادرم فداى شبيه من و هم نام من و شبيه موسى بن عمران كه بر اوست جامههاى نور يا جامهها كه
--> ( 1 ) . بشارة المصطفى ، ص 51 . ( 2 ) . تحف العقول ، ص 171 ؛ بحار الانوار ، ج 74 ، ص 267 - 412 . ( 3 ) . كفاية الاثر ، صص 158 - 159 .