ميرزا حسين النوري الطبرسي

24

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

مىنويسم ، قلمم مىلرزد و بعد از فراق 55 ساله به همان هيبت قبلى و معهود برايم متمثل مىشود . « 1 » همچنين آقا بزرگ در بيان و توصيف شخصيت مرحوم نورى رحمه اللّه مىفرمايد : اولين بار كه به خدمت اين مرد بزرگ مشرف شدم در سال 1313 ه ق ، يك سال بعد از درگذشت مرحوم ميرزاى بزرگ شيرازى بود و اولين سال ورود من به عراق بود كه در همان سال ناصر الدين شاه نيز درگذشت . اولين ديدار من با وى زمانى بود كه قصد زيارت سامرا را داشتم پس به خانه او به جهت زيارت وى رفتم و او را در مجلس عزاى امام حسين عليه السّلام در روز جمعه در حالى كه بر كرسى خطابه نشسته بود و وعظ مىكرد ، ديدم . بعد از ذكر مصيبت ، جمعيت پراكنده شدند و از آن زمان هيبتى عظيم از وى در دلم بر جاى ماند . زمانى كه مرحوم نورى رحمه اللّه در سال 1314 ه ق به نجف آمد ، هم چون سايه‌اى ملازم وى شدم تا آن كه دار فانى را وداع گفت . در اين مدت عجايبى از وى ديدم كه شرح بعضى از آنها را بر خود لازم مىدانم . مرحوم نورى براى هر ساعت از عمر گرانمايهء خويش عمل خاصّى معين كرده بود و از آن تخلف نمىكرد . زمان نگارش وى بعد از نماز عصر تا نزديك غروب بود و وقت مطالعهء او بعد از نماز عشا تا وقت خواب ؛ بدون تطهير نمىخوابيد و تنها كمى از شب را به استراحت مىپرداخت ؛ به اين ترتيب كه دو ساعت قبل از فجر از خواب برخاسته و تجديد وضو مىكرد و هميشه از آب كر براى تطهير استفاده مىكرد . يك ساعت قبل از اذان صبح به حرم مطهّر مشرف مىشد و در تابستان و زمستان پشت درب قبله مىايستاد و نماز شب مىخواند تا اين كه كليد دار روضهء مقدسه مىآمد و در را مىگشود و مرحوم نورى اولين زاير بود . وى به همراه كليد دار شمع‌هاى حرم را روشن مىكرد ، سپس در جانب سر مطهّر مىايستاد و تا طلوع فجر به زيارت و تهجّد مشغول مىشد و نماز صبح را با

--> ( 1 ) . ر . ك : مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، ج 1 ، ص 41 ، پاورقى ش 1 .