ميرزا حسين النوري الطبرسي

187

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

كيف و قدر و منزلت آن را جز خداوند جلّت عظمته ، كسى نداند و راه به ادراك و احصاى آن ندارد . در دعاى ندبه است : « بنفسى انت من عقيد عزّ لا يسامى » عقد عزّت و جلالتى خداوند برايش بسته كه كسى را انديشهء رسيدن به پايان بزرگى آن نيست . در غيبت نعمانى « 1 » مروى است از كعب الاحبار كه گفت : خداى تعالى مىدهد به آن جناب ، آن چه را كه به پيمبران داده و زياده به آن مىدهد به او و او را تفضيل مىدهد . لكن محض تبرّك به ذكر بعضى از آن چه از اهل عصمت عليهم السّلام رسيده و به ظاهر اختصاصى به آن جناب دارد اين اوراق را مزيّن كرده ، مىگوييم : اول : امتياز نور ظل و شبح آن جناب عليه السّلام در عالم اظلّه بين انوار ائمّه عليهم السّلام كه ممتازاند از انوار انبيا و مرسلين و ملايكهء مقرّبين ؛ چنان چه در لقب صد و پنجاهم و صد و شصت و يكم گذشت . در غيبت شيخ جليل ، فضل بن شاذان مروى است به دو سند ، از عبد اللّه بن عباس ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : چون مرا عروج به معارج سماوات فرمودند به سدرة المنتهى رسيدم . خطاب از حضرت ربّ الارباب رسيده : « يا محمّد ! » گفتم : لبيك ! لبيك ! اى پروردگار من ! خداوند عالميان فرمود : « ما هيچ پيغمبرى به دنيا و اهل دنيا نفرستاديم كه منقضى شود ايّام حيات و نبوّت او ، الّا آن كه به پاى داشت به امر دعوت و به جاى خود براى هدايت امّت پس از خود ، وصىّ خود را به جهت نگاهبانى شريعت و ما قرار داديم على بن ابى طالب را خليفهء تو و امام امّت تو ، پس حسن و پس حسين ، پس على بن الحسين ، پس

--> ( 1 ) . الغيبة ، ص 147 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 226 .