ميرزا حسين النوري الطبرسي
156
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
به آن نور ، در نور و در پى آنها بودند نورهايى كه استمداد مىنمودند از آن انوار و ديدند كه اين انوار ، شبيهاند به آنها در ضياء و عظمت و خوشبويى . آنگاه نزديك شد به آن انوار و احاطه نمود به آن و اطراف آن را گرفت و نظر نمود ، پس ديد انوارى را كه بعد از آن بود ، به عدد ستارهها و به غايت ، پستتر از مراتب آن انوار سابقه و پارهاى از اين انوار ، روشنتر از بعضى و با نورانيّت به غايت با يكديگر متفاوت بودند . آنگاه ظاهر شد سياهى مانند شب و چون سيل رو آورد از هر طرفى و جهتى و چنان رو آوردند تا اين كه پر كردند صحراها و تپهها را و ديد كه آنها قبيحترين چيزهاست در صورت و هيأت و متعفّنترين آنها در بو . پس متحيّر كرد آدم را آن چه ديد از اينها و گفت : « اى علّام الغيوب ! و اى غافر الذنوب ! و اى صاحب قدرت قاهره و مشيّت عاليه ! كيست اين خلق سعيدى كه ارجمند و بلند مرتبه نمودى او را بر عالميان ؟ و كيست اين نورهاى منيفه كه جوانب آن را گرفتند ؟ » وحى فرستاد خداوند به سوى او : « اى آدم ! اين و اينها وسيلهء توأند و وسيلهء هر كس كه نيك بخت كردم از خلق خود . اينها سابقين مقرّبين شافعيناند كه شفاعتشان پذيرفته است . اين احمد است . سيّد ايشان و سيّد مخلوقات ؛ من به علم خود ، او را برگزيدم و جدا كردم اسم او را ، از اسم خود . منم محمود و اوست محمّد . و اين صنو او و وصىّ او . تقويت كردم او را به او و گرداندم بركات خود و تطهير خود را در عقب او . اين است سيّدهء كنيزان من و باقيمانده از احمد ، پيغمبر من و اين دو سبط و دو خلفاند مر ايشان را و اين ذواتى كه نورشان شكافت آن انوار را ، بقيّهء ايشان است . آگاه باش ! كه هر كدام را برگزيدم و از آلايش پاك نمودم و بر هر يك بركت و رحمت خود را فرستادم و به علم خود قرار دادم ، هر يك را پيشواى بندگان خود و نور بلاد خود . »