ميرزا حسين النوري الطبرسي

146

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

نرجس خاتون باشد . پس دلالتى بر مدّعى نخواهد داشت و در خبر همين كنيزك است كه اسم مادر آن حضرت ، صقيل بود . و در كمال الدين « 1 » صدوق مروى است كه صقيل در وقت وفات حضرت عسكرى عليه السّلام حاضر بود و او ، آب را با مصطكى جوش داد و خدمت آن جناب آورد بعد از نماز صبح و نياشاميده وفات كرد و مثل خبر لوح ، و آن اگر چه در نهايت اعتبار است و لكن در متن آن اختلاف بسيار است . و در بسيارى از آن ، به لقب و كنيه ذكر شده ، اگر كسى بخواهد ، به جلد نهم بحار مراجعه كند كه بيشتر آنها را ضبط كرده علاوه ذكر در آن لوح كه از اسرار مخزونه است و جز جابر كسى او را نديد ، دلالت بر جواز گفتن نمىكند و به طريقى كه صدوق « 2 » روايت كرده ، اسم مذكور است و لكن بعد از ذكر خبر فرموده ، خبر چنين رسيده و آن چه من به او اعتقاد دارم ، نهى است از نام بردن آن جناب و مثل خبرى كه از على بن احمد نقل شده كه در مسجد كوفه ، سنگريزه را ديد كه در آن ، اين اسم مبارك نقش شده بود به حسب خلقت ! و ضعف دلالت آن نيز واضح است . و روايت ابى غانم كه حضرت را فرزندى شد و او را فلان اسم گذاشت و معلوم است كه در نام بردن او ، يا مثل او از روات غير معروفين ، حجّتى نباشد و خصوص كه نام نهادن ، غير از نام بردن است و بعضى ادعيه كه به اسم ، مذكور شده و آن ، علاوه بر قلّت و معارضهء با بيشتر آنها كه به لقب ذكر شده و معلوم نبودن رسيدن به اين نحو . چه احتمال مىرود كه امام اول را اسم بردند و باقى را حواله به خواننده كردند ؛ چنان چه در مواضع بسيار تصريح شده . پس برگشت آن ، به نادانى راوى باشد كه دلالت بر جواز در غير آن موضع نكند و اضعف از همه ، استشهاد به كنيهء امام حسن عليه السّلام كه ابى محمّد است ، چه كنيه براى آن جناب ،

--> ( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 474 . ( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 307 .