ميرزا حسين النوري الطبرسي

13

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

جلد اول بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مقدمهء ناشر مبحث وجود منجى در آخر الزمان از جمله مباحثى است كه از ابتداى خلقت انسان مطرح بوده ، چنانچه از موعود در صحيفهء حضرت آدم عليه السّلام ، « 1 » صحيفهء

--> ( 1 ) . چون آدم نور مقدس محمدى را مشاهده نمود ، كه شعاعش عالم ملك ملكوت را فروگرفته و انوار ائمه هدى و صديقه كبرى را نظاره‌گر شد كه برگرد آن نور برآمده و از وى استمداد كنند ، از مشاهده آن انوار قاهرهء الهيه ، متحيّر و حيران گرديد ، گفت : اى دانندهء هر نهان ! و آمرزندهء گناهان ، اى دارندهء توانايى ! و كنندهء آنچه خواهى ؛ كيست اين آفريدهء سعادتمند كه گراميش داشته و بر تمام آفريدگان علم جلالش برافراشته‌اى ؟ كيستند اين نورهاى درخشنده كه گردش بر آمده‌اند و دور او را احاطه كرده‌اند ؟ وحى الهى در رسيد ، اى آدم ! اين انوار وسيلهء تو و وسيلهء سعادتمندان بندگان من باشند ، ايشانند كه در ميدان بندگى من از همه پيشى گرفته‌اند و نزديكى به من يافته‌اند و شفاعت‌كنندگان بندگان منند كه شفاعتشان بپذيرم ؛ و اين احمد ، بزرگ ايشان است ، او را برگزيدم و اسم او را از اسم خود بيرون آوردم ، منم محمود و او است محمد ؛ و آن ديگر برادر و وصىّ او است ، بركات خود را به اولاد او عطا كردم و اين خاتون كنيزان من است كه از احمد باقى ماند و نسل احمد از او است ؛ و اين دو سبط جانشين احمد باشند و اين ذوات مقدسه كه نورشان عالم را فراگرفته ، انوار بقيه از نسل احمد است . اى آدم ! همهء ايشان را برگزيدم و پاكيزه گردانيدم و بركت دادم . همهء ايشان را به علم خود ، پيشرو عباد و روشنى بلاد گردانيدم . پس آدم نگريست در آخر آن انوار ، شبحى نورانى را ديد كه در ميان آن انوار مانند ستارهء صبح ، براى اهل دنيا مىدرخشيد . پرسيد : پروردگارا ! اين كيست ؟ خداى تعالى بفرمود : اى آدم ! به اين بندهء سعادتمند خود زنجيرهاى گران از گردن بندگان خود بردارم و بارهاى سنگين از پشت آنان فروگذارم و به وجود و ظهور او تودهء خاك را از انوار رأفت و رحمت و عدالت ، تابناك گردانم ، چنانچه پيش از ظهور او از بىرحمى و ظلم و فساد پر شده باشد . ر . ك : اقبال الاعمال ، ج 2 ، ص 334 - 336 .