محمود بن جعفر عراقى ميثمى

56

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )

حسين عليه السّلام است و كنيه آن حضرت ابو عبد اللّه بود ، چنان كه پدر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را نام ، عبد اللّه بود . پس ابو عبد اللّه با عبد اللّه موافقت دارد . زيرا كه همين‌قدر در صدق يواطئى كه عبارت حديث است كه فرموده است : يواطىء اسمه اسمي و اسم أبيه أبي كافى باشد . پس مراد آن باشد كه مهدى عليه السّلام از اولاد حسين عليه السّلام است . اين وجه را مقدّس اردبيلى و سيد بن طاووس عليهما الرحمه ذكر كرده‌اند و سيد علاوه كرده‌اند كه نام پدر او نام پدر من است . مراد آن است كه جد اعلاى او پدر من است . پس مراد از پدر اول ، جد باشد . و از بعض ديگر نقل شده كه كنيه عبد اللّه - پدر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله - ابو محمّد بوده . چنان كه كنيه حضرت عسكرى عليه السّلام - پدر مهدى عليه السّلام - ابو محمّد است . پس مراد از اسم در هردو عبارت كنيه باشد و دور نيست كه لفظ " ابى " [ در ] مصحف " ابنى " باشد . پس مراد اين است كه نام پدر او ، نام پسر من حسن باشد . زيرا كه نام هردو ، حسن و كنيه هردو ، ابو محمّد است . و در حديث بيست و دويم به روايت ابو سعيد خدرى فرمود كه : « زمين پر از ظلم و جور شود . پس مردى از اهل بيت من خروج كند و آن را پر از عدل گرداند » . و در حديث بيست و سيم به روايت زرّ از عبد اللّه فرمود كه : « مردى از اهل بيت من كه نامش نام من و خلقش خلق من باشد زمين را پر از عدل گرداند » . و در حديث بيست و چهارم به روايت ابو سعيد فرمود : « مبعوث شود در آخر زمان و [ هنگام ] ظهور فتنه‌ها ، مردى كه او را مهدى نامند . عطيهء او گوارا مىشود » . در حديث بيست و پنجم به روايت ابو سعيد فرمود : « خروج كند مردى از اهل بيت من كه عمل به سنّت من كند و خدا بركت خود را از آسمان بر او نازل كند و زمين بركت خود را بيرون آورد . زمين را پر از عدل كند . هفت سال بر امّت سلطنت كند . در بيت المقدّس نزول كند » . در حديث بيست و ششم به روايت ثوبان فرمود كه : « چون علم‌هاى سياه را كه از سمت خراسان آيد ديديد ، در نزد آنها رويد . هرچند با دست و پا مانند اطفال باشد . زيرا كه مهدى خليفه خدا در ميان آنها باشد » . در حديث بيست و هفتم به روايت عبد اللّه ، پيامبر بعد از آنكه بعض جوانان بنى هاشم را ديد ، گريست و رنگ مباركش تغيير گرديد . [ سپس ] فرمود كه : « . . . اهل بيت من بعد از من مبتلا و از وطن رانده شوند . تا آن‌وقت كه از سمت مشرق گروهى با علم‌هاى سياه آيند و