السيد هاشم البحراني ( مترجم : ياسرى )
61
معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى )
ولايت و امامت آنها را از ناحيهء رسول خدا انكار مىكنيد ، اين « صدّيق » كسى است كه بر جميع صحابه به واسطهء شرف سابقهء خود سرآمد است . آيا نمىدانيد كه رسول خدا او را با خود به غار نبرد ، مگر براى آنكه مىدانست او خليفه است و او كسى است كه در امر تأويل پيشوا است . زمام امت اسلامى به دو واگذار ، و تكيهگاه امت خواهد گرديد ، تا در جمع تفرقه ، و جبران شكست ، و پر كردن خلل ، و اقامهء حدود ، و لشكركشى براى فتح بلاد مشركين به او اعتماد شود . و همانگونه كه پيامبر بر نبوت خود مىترسيد بر خلافت خود ( يعنى او ) هم مىهراسيد زيرا كسى كه در جايى پنهان مىشود يا از كسى فرار مىكند قصدش جلب مساعدت ديگران نيست و چون مىبينيم كه پيامبر به غار پناه برد و چشم به مساعدت كسى نداشت روشن مىشود كه مقصود پيامبر چنانكه گفتم حفظ جان ابو بكر بود . و على [ عليه السّلام ] را در بستر خود خوابانيد ، چون به او اعتنايى نداشت و با او همسفر نشد زيرا كه سنگينى مىكرد و مىدانست كه اگر او كشته شود ، كارهاى او را ديگرى هم مىتواند انجام دهد . سعد مىگويد : من پاسخهاى متعددى به او دادم اما هريك را نقض كرد و به من بازگردانيد . سپس گفت : اى سعد ! ايراد ديگرى دارم كه بينى رافضيان را خرد مىكند . آيا شما نمىپنداريد كه « صديق » اى كه از شك و ترديد مبراست و « فاروق » اى كه حامى ملت اسلام بوده است ، منافق بودند و بىدينى خود را پنهان مىكردند و در اين باب به واقعهء شب « عقبه » استدلال مىكنيد ، حالا به من بگو آيا آن دو از روى رغبت اسلام آوردند يا آنكه به زور و اكراه ؟ سعد مىگويد : من انديشه كردم كه چگونه اين سؤال را از خود