السيد هاشم البحراني ( مترجم : ياسرى )

35

معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى )

ديدم كه روى و دو زانوى خود را در حالت سجده بر زمين نهاده و دو انگشت سبابه را بلند كرده است . شهادتين را بر زبان جارى نمود و به ولايت امير المؤمنين و يكايك ائمه اطهار عليهم السّلام گواهى داد تا به خودش رسيد ، سپس فرمود : سپس فرمود : بارالها ! آنچه را به من وعده فرمودى به جاى آور ، و كار مرا به انجام رسان و گامم را استوار ساز و زمين را به واسطهء من ، از عدل و داد پر گردان . « 1 » ابو محمد عليه السّلام بانگ برآورد و فرمود : عمه ، او را بياور و به من برسان . « 2 » او را برگرفتم و به جانب امام عليه السّلام بردم ، و چون او در ميان دو دست من بود و مقابل او قرار گرفتم ، بر پدر خود سلام كرد و امام حسن [ عسكرى ] عليه السّلام او را از من گرفت و زبان خود را در دهان او گذاشت و او از آن نوشيد ، سپس فرمود : او را به نزد مادرش ببر تا به دو شير دهد ، آنگاه به نزد من بازگردان . « 3 » و او را به مادرش رسانيدم و به دو شير داد بعد از آن او را نزد ابو محمد عليه السّلام بازگردانيدم ، در حالى كه پرندگانى بر بالاى سرش در پرواز بودند . يكى از آن‌ها را ندا كرد و فرمود :

--> ( 1 ) . اللّهمّ أنجز لي ما وعدتني و أتمم لي أمري و ثبّت وطأتي ، و املاء الأرض بي عدلا و قسطا . ( 2 ) . يا عمّة ناوليه و هاتيه . ( 3 ) . إمضى به إلى أمّه لترضعه و ردّيه إلىّ .