السيد هاشم البحراني ( مترجم : ياسرى )
25
معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى )
گفتم : خودت را جمع كن و دلت را استوار دار كه اين همان است كه به تو گفتم . حكيمه مىگويد : من و نرجس را ضعفى فراگرفت و با صداى سرورم به خود آمدم و جامه را از روى او برداشتم و ناگهان سرور خود را ديدم كه در حال سجده است و مواضع سجودش بر زمين است . او را در آغوش گرفتم و ديدم پاك و نظيف است . ابو محمد عليه السّلام با صداى بلند فرمود كه : اى عمه ! فرزندم را به نزد من آور ! « 1 » او را نزد وى بردم و او دو كف دستش را گشود و فرزند را در ميان آن قرار داد و دو پاى او را بر سينهء خود نهاد ، سپس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وى كشيد ، سپس فرمود : اى فرزندم ! سخن بگوى . « 2 » گفت : گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست ، يكتاست و شريكى ندارد و گواهى مىدهم كه محمد ( ص ) رسول خداست . « 3 » سپس بر امير المؤمنين و ائمه عليهم السّلام درود فرستاد تا آنكه به پدر گرامىاش عليه السّلام رسيد و زبان دركشيد . آنگاه ابو محمد عليه السّلام فرمود : اى عمه ! او را به نزد مادرش ببر تا بر او سلام كند ، آنگاه به نزد من
--> ( 1 ) . هلمّي إلىّ ابنى يا عمّة . ( 2 ) . تكلّم يا بنىّ . ( 3 ) . أشهد أن لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله .