الفيض الكاشاني
59
شوق مهدى ( فارسى )
نشانى دادهاند اهل خرابات * كه التوحيد اسقاط الاضافات خرابات از جهان بىمثالى است * مقام عاشقان لاابالى است خرابات آشيان مرغ جانست * خرابات آشيان لامكانست و « پير خرابات » عبارت است از مرشد كامل « 1 » كه مريد را به ترك رسوم و عادات مىدارد و راه فقر و فنا مىسپارد . و در عنوان « بت و زنار » مىگويد : « بت عبارت است از هرچه پرستيده شود از ما سواى حق سبحانه ، خواه به اعتقاد الوهيت باشد چون اصنام كفار ، خواه به اعتقاد وجوب اطاعت و تعظيم چون مشايخ كبار ، و خواه به افراط محبّت چون محبوبان عشاق مجازى و ساير اغيار مانند جاه و عزت و درهم و دينار . پس اگر پرستش آن از آن روست كه مظهر حق است جلّ و علا و حق در او تجلى كرده به اسمى از اسماء و صفتى از صفات حسنى ، آن بت عارفان است ، پرستش آن پرستش خالق آنست ، چه جميع موجودات صورت حق است سبحانه ، و حق روح همه است و از اينجاست كه گفتهاند : ما رأيت شيئا الا و رأيت اللّه قبله و بعده . و الا بت مشركان است ، و حق منزه از آنست . تعالى شأنه عما يقولون . قال اللّه تعالى : وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ ، وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ « 2 » و قال « اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ « 3 » يعنى : اطاعوهم . و « زنار » عبارت است از بستن عقد خدمت و طاعت . بت اينجا مظهر عشق است و وحدت * بود زنار بستن عقد خدمت چو كفر و دين بود قائم به هستى * بود توحيد عين بتپرستى چو اشياء هست هستى را مظاهر * از آن جمله يكى بت باشد آخر نكو انديشه كن اى مرد عاقل * كه بت از روى هستى نيست باطل بدان كايزد تعالى خالق اوست * ز نيكو هرچه صادر گشت نيكوست وجود آنجا كه باشد محض خير است * و گر شرى است در وى آن ز غير است
--> ( 1 ) - به قول حاج ميرزا حبيب خراسانى : مرا پير طريقت جز على نيست . ( 2 ) - آيهء 160 سورهء بقره . ( 3 ) - آيهء 31 سوره توبه .