الفيض الكاشاني
51
شوق مهدى ( فارسى )
نگاهى به حافظ و غزليات او خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازى درگذشته سال 792 هجرى بزرگترين شاعر غزلسراى ايران است . او كه حافظ قرآن مجيد بوده ، و به همين جهت نيز « حافظ » تخلص مىنموده ، در سايه اطلاعات وسيع خود در ادبيات پارسى و تازى و آشنائى با علوم شرعى و عقلى ، با سرودن غزليات نغز و دلكش معروفش و تعبيرات علمى و فلسفى و عرفانى كه در بيشتر ابيات هر غزلى آورده است ، او را از كليه استادان شعر فارسى ممتاز نموده و ويژگى خاصى به شعر او داده است . با كمال تأسف اكثر مردم حتى مدعيان فهم شعر و بسيارى از خود شاعران در طول قرنها كه از عصر حافظ مىگذرد نخواستهاند يا نتوانستهاند درك كنند ، كه حافظ يك فرد لاابالى و رند خراباتى و قلندر بىسر و پا نبوده است . تقريبا بيشتر كسانى كه به تصحيح ديوان حافظ يا بحث پيرامون او و شعر او پرداختهاند نيز او را چنين پنداشته و شاعرى بىقيد و بند و عشرتطلب و بادهخوار و مىپرست مىدانند ، كه شب و روزش در هواى شاهدان هر جائى و قد و بالا و چشم و ابروى ساقى و بانگ نوشانوش شرابخواران مىگذشته است ! به دليل اين كه بيشتر غزليات او نيز مفيد اين معنى است ، بلكه صراحت در آن دارد ! در صورتى كه اگر اينان در شرح حال حافظ و غزليات او دقت مىكردند ، كاملا به اشتباه خود پى مىبردند . او حافظ قرآن بوده ، و در خدمت حكيم و دانشمند مشهور مير سيد شريف جرجانى رئيس حوزه علميه شيراز و قوام الدين عبد اللّه و بهاء الدين عبد الصمد و ساير علما و مدرسان شيراز از علماى اسلامى و در محيط مذهبى شيراز سرگرم