الفيض الكاشاني
159
شوق مهدى ( فارسى )
( 1 ) آفرينش ارواح ائمه هدى و قصه حضرت آدم و حوا ارواح در ازل به سراپرده بقا * بودند متحد همه بر ذروهء علا اينجان ما كه هست در اين خاكدان غريب * آسوده بود در حرم پاك كبريا آزاده بود از پس و پيش زمان و وقت * فارغ ز احتجاب حضور مكان و جا از تن اثر نبود در اطوار آب و گل * از دل خبر نه از اثر آتش و هوا بوديم غرق نور مجرد ز قيد تن * بوديم در حضور منزه ز اختفا از بادهء ظهور لقاى حبيب مست * فارغ ز خويش و محو در اطوار كبريا مدهوش حسن ساقى خمخانه الست * بيهوش نشأه مى بىساغر بلى اول كسى كه جلوه نمود از حجاب غيب * بگشود بر رخش در ايجاد را خدا قفل از در خزانه به نامش گشوده شد * گرديد جلوهگر ز سراپرده خفا نور محمد و على و اهلبيت بود * در كار آفرينش از ايشان شد ابتدا خلقت انوار چهارده معصوم ( ع ) از چارده ولىِّ مسمى به هفت اسم * سبع المثانئى كه ز قرآن نشد جدا از مخزن حقايق ارواح رو نمود * انوارشان يكى نه و نى هم ز هم جدا يك نور بود گشته در اشباح چارده * بگرفته جا به عرش برين بيشتر ز جا